تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩

حكايت هشتاد و هشتم [ سيّد مرتضى نجفى ]

صالح ثقهء عدل مرضى ، سيّد مرتضى نجفى رحمه اللّه كه از صلحاى مجاورين بود و شيخ الفقهاء ، شيخ جعفر نجفى را درك كرده بود و به صلاح و سداد معروف بود ، نزد علما گفت : در مسجد كوفه بوديم با جماعتى كه در ايشان بود يكى از علماى مبرّزين و مشايخ معروفين و مكرّر از اسم او سؤال كردم ، نگفت . چون محلّ كشف سريره‌اى بود كه مناسب او نبود . گفت : پس چون وقت نماز مغرب شد ، شيخ در محراب حاضر شد براى اداى نماز با جماعت و سايرين در فكر تهيّهء نماز با او . در آن زمان در ميان موضع تنور در وسط مسجد كوفه ، اندك آبى بود از مجراى قناتى مخروبه و راه تنگى داشت كه گنجايش زياده از يك نفر نداشت . پس رفتم به آنجا كه وضو بگيرم . چون خواستم پايين روم ، شخص جليلى را ديدم بر هيأت اعراب كه در لب آب نشسته ، وضو مىسازد در نهايت طمأنينه و وقار و من تعجيل داشتم به جهت رسيدن به نماز جماعت . پس اندكى توقّف كردم . ديدم كه او به همان سكون و وقار نشسته و نداى اقامهء صلات بلند شد . پس به جهت تعجيل به او گفتم : گويا اراده ندارى با شيخ نماز كنى ؟ فرمود : « نه ، زيرا كه او شيخ دخنى « 1 » است . » پس مرادش را ندانستم و صبر كردم تا فارغ شد و بالا آمد و رفت . پس رفتم وضو ساختم و با شيخ نماز گزاردم . پس از فراغ از نماز و متفرّق شدن مردم ،
هامش
( 1 ) . دخن : ارزن .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 749 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى