تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
و بعد آن ، شهرى هست به همهء زينت‌هاى دينيّه و دنيويّه آراسته ؛ اسم آن طلوم و متولّى آن عبد الرحمن بن صاحب الامر عليهما السّلام و در حوالى آن شهر ، رساتيق عظيمه و ضياع كثيره كه طول آن دوماهه راه است و منتهى مىشود به شهرى عناطيس نام و حاكم آن هاشم بن صاحب الامر عليه السّلام است و مسافت طول و عرض او چهارماهه راه است و در حوالى آن ضياع بسيار و مزارع بىشمار ، مزيّن به كثرت انهار و خضرت اشجار و نضرت انهار و لطافت اثمار ، نمونهء :
جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ .
« 1 » فرد :
مىكند هر دم ندا از آسمان روح الامين * هذه جنّات عدن فادخلوها خالدين
هر كه بر سبيل عبور بدان خطّهء موفور السّرور آيد از دل كه شهرستان بدن است ، رخصت خروج نيابد . القصّه به وزير گفت كه : طول و عرض مملكت مزبوره يك سال راه است و سكنهء آن‌كه نامحدودند ، بالتمام مؤمن و شيعه و قايل به تولّاى خدا و رسول و ائمّهء اثناعشريه و تبرّا از اعداى آنها « 2 » و مجموع ايشان به خضوع و خشوع ، اقامت صلات نموده ، اداى زكات مىنمايند و آن را به مصارف شرعيّه مىرسانند و امر به معروف نموده و از منكر نهى مىكنند . حكّام ايشان ، اولاد صاحب الزمان ؛ مدار ايشان ، ترويج احكام ايمان و به حسب عدد ، زياده از كافّهء مردمان و گفتند اين امصار و بلاد و كافّهء خلايق و عباد نسبت به حضرت صاحب الامر و مجموع مردمان كه از حدّ و حصر افزونند ، كمر ايقان و ايمان بر ميان جان بسته ، خود را از غلامان آن حضرت مىدانند . و چون گمان مردم اين بود كه در آن سال ، آن برگزيدهء ملك متعال مدينهء زاهره را به نور قدوم بهجت لزوم منوّر خواهند ساخت ، مدّتى انتظار ملازمت آن حضرت كشيديم ، عاقبت از آن دولت ربّانى محروم مانده ، روانهء ديار خود شديم و اما روزبهان و حسان به
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 25 . ( 2 ) . خ . ل : تبراى شيوخ ثلاثه يعنى أبو بكر و عثمان و عمر .