جهت صاحب الزمان و ديدن طلعت نورانى آن خلاصهء دودمان ، توقّف نمودند و در مراجعت با ما موافقت ننمودند .
چون اين قصّهء غريبه كه گوش هوش سامعان اخبار عجيبه ، شبيه و نظير آن نشنيده ، به اتمام رسيد ، عون الدين وزير برخاسته و به حجرهء خاصّه رفته ، يك يك از ما را طلبيد و در عدم اظهار اين اخبار ، عهد و ميثاق فراگرفت و مبالغه و الحاح بسيار در عدم افشاى اين اسرار نمود و گفت : زينهار ! كه اظهار اين سرّ مكنيد ! و اين راز پنهان داريد كه دشمنان به قتل شما برنخيزند و خون شما نريزند . ما از بيم و ترس دشمنان خاندان و خوف اعادى ذرارى پيغمبر آخر الزمان ، جرأت اظهار اين راز پنهان ننموديم و هر كدام كه يكديگر را ملاقات مىكرديم ، يكى مبادرت مىكرد و مىگفت : « أتذكر رمضان ؟ » آيا خاطر دارى ماه رمضان را ؟ مىگفت در جواب : « نعم ! و عليك بالاخفاء و الكتمان و لا تظهر سرّ صاحب الزمان صلوات اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و اولاده . » « 1 »
مؤلّف گويد كه : اين قصّه را جماعتى از علما نقل كردند . بعضى به نحوى كه ذكر شد و برخى به اختصار و پارهاى اشاره كردند به آن ؛ چنان چه سيّد جليل ، على بن طاوس در اواخر كتاب جمال الاسبوع « 2 » گفته كه : « من يافتم روايتى به سند متّصل به اينكه از براى مهدى صلوات اللّه عليه ، جماعتى از اولاد است كه واليانند در اطراف شهرها كه در درياست و ايشان دارايند غايت بزرگى و صفات نيكان را . »
شيخ جليل عظيم الشأن شيخ زين الدين على بن يونس عاملى بياضى از علماى مائهء تاسعة ، در فصل پانزدهم از باب يازدهم كتاب صراط المستقيم « 3 » كه از كتب نفيسهء اماميه است ، از كمال الدين انبارى ، قصّهء مزبوره را به نحو اختصار نقل فرموده .
سيّد جليل نبيل سيّد على بن عبد الحميد نيلى صاحب تصانيف رائقه كه از علماى مائه ثامنة است در كتاب السلطان المفرج عن اهل الايمان نقل كرده آن را ، از شيخ الاجل
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 213 - 220 .
( 2 ) . جمال الاسبوع ، ص 31 .
( 3 ) . الصراط المستقيم الى مستحقى التقديم ، ج 2 ، ص 264 .