روزبهان گفت : لا ، يا بن صاحب الامر !
فرمود كه : « لم ينزل هذه الآية الّا فيهم و لا خصّ بها سواهم . »
يعنى به خدا سوگند كه اين آيهء شريفه در شأن عالىشأن ايشان نازل گرديده و اين شرف و فضيلت ، مخصوص ايشان است نه ديگران .
پس فرمود كه : « يا شافعى ! قسم بر تو باد كه هر كه حضرت سبحانى از رجس معاصى و لوث مناهى پاك گردانيده ، طهارت و عصمت او به نصّ كتاب ربّ الارباب ثابت شده ، اهل ضلال توانند كه نقصى به كمال او رسانند ؟ »
گفت : لا يا بن صاحب الامر !
فرمود : « باللّه عليك ما عنّى بها الّا اهلها . »
به خدا سوگند كه مراد حقّ تعالى ، اصحاب كسا است كه ارادهء او تعلّق گرفته به آنكه خطايا و سيّئات را از ايشان دور دارد تا اذيال عصمت ايشان به گرد عصيان ، آلوده نگردد و از صغيره و كبيره معصوم باشند .
پس به فصاحت لسان و طلاقت بيان ، حديثى ادا نمود كه ديدهها گريان و سينهها پر از ايمان گرديد . شافعى برخاسته ، گفت : « عفوا ! عفوا يا بن صاحب الامر ! انسب نسبك . » نسب عالى خود را بيان فرما و اين سرگشته وادى ضلالت را هدايت فرما ! »
سلطان به زبان حقايق بيان گفت : « انا طاهر بن محمّد بن الحسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على الّذى انزل اللّه فيه :
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ .
« 1 » »
و اللّه كه مراد ربّ العالمين از كلمه تامّهء امام مبين ، حضرت امير المؤمنين است و امام المتّقين و سيّد الوصيّين و قائد الغرّ المحجلين ، على بن ابى طالب است كه خليفهء بلافصل خاتم النبيين است و هيچ كس را نرسد كه بعد از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ارتكاب امر خلافت نمايد ، به غير شاه ولايت و ماه خطّهء هدايت .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيه 12 .