جان بسته ، اوامر و نواهى ايمان را منقاد گشتهاند و كدامند كه در بيداى ضلالت مانده ، به صحراى دلگشاى ايمان و عرفان نرسيدهاند ؟ »
ما حقيقت هر يك را معروض داشتيم و بر سراير قلوب يكيك مطّلع گرديد .
آنگاه فرمود : « مسلمانان فرق متكثّره و گروه منشعبهاند شما از كدام طايفهايد ؟ »
در ميان ما شخصى بود مشهور به مقرى ، نام او روزبهان بن احمد اهوازى و در ملّت و مذهب ، تابع شافعى ، آغاز تكلّم كرده ، اظهار عقيدهء خود نمود .
فرمود كه : « در ميان آن جماعت كدامند كه با تو در اين ملّت سر موافقت دارند ؟ »
گفت : « همه با من متّفقاند و شافعى را امام و مقتدا مىدانند ، الّا حسان بن غيث كه مالكى است . »
سلطان گفت : « اى شافعى ! تو قايل به اجماع گرديده ، عمل به قياس مىكنى ؟ »
گفت : بلى ، يا بن صاحب الامر !
سلطان خواست كه او را از تلاطم طوفان شقاوت مخالفت ، نجات داده به ساحل سعادت هدايت رساند ؛ فرمود : « يا شافعى ! آيهء مباهله را خوانده و ياد دارى ؟ »
گفت : بلى ، يا بن صاحب الامر !
فرمود : « كدام است ؟ »
گفت : كريمهء
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ .
« 1 »
فرمود كه : « قسم مىدهم تو را به خدا كه مراد پروردگار و رسول مختار از اين ابنا و نساء و انفس چه كسانند ؟ »
روزبهان خاموش گرديد .
سلطان فرمود : « قسم مىدهم تو را به خدا كه در سلك اصحاب كسا ، كسى ديگر بوده به غير از رسول خدا و على مرتضى و فاطمه سيّدة النساء و حسن مجتبى و حسين الشهيد بكربلا ؟ »
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 61 .