الامجد الحافظ حجة الاسلام رضى البغدادى ، از شيخ اجل خطر الدين حمزة بن الحارث ، در مدينة السلام تا آخر آنچه گذشت .
مدقّق اردبيلى در كتاب حديقة الشيعة « 1 » فرمود كه حكايت غريب و روايت عجيب است كه به گوشها خورده و در كتاب اربعين كه يكى از اكابر مصنّفين و اعاظم مجتهدين از علماى ملّت حضرت سيّد المرسلين و غلامان حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليهما - تصنيف كرده و به نظر اين كمترين رسيده ، با آنكه طولى دارد به نقل آن ، مزيّن اين اوراق مىگردد و چشم تحسين از ساير مؤمنين دارد . عالم عامل و متّقى فاضل ، محمّد بن على العلوى الحسينى به سندى كه آن را به احمد بن محمّد بن يحيى الانبارى مىرساند روايت نموده كه او گفت : در سال پانصد و چهل و سه در ماه مبارك رمضان . . . الخ .
و سيّد نعمة اللّه جزايرى نقل كرده آن را در انوار النعمانية « 2 » از كتاب فاضل ملقب به رضا على بن فتح اللّه كاشانى كه او گفته روايت كرده شريف زاهد . . . الخ .
در نزد حقير ، نسخهء اربعينى است از بعضى از علما كه اوراق اول آن ساقط است و در آنجا بعد از ذكر متن آن به عربى ، به فارسى ترجمه فرموده و در اينجا به ترجمهء آن قناعت نمودم و با اين كثرت ناقلين عجب است كه از نظر علّامهء مجلسى محو شده كه آن را در بحار ذكر نفرموده است . « 3 »
[ دو شبهه و ردّ آنها ]
در قصّهء مذكوره ، دو شبهه است كه يكى از آنها منشأ آن قلّت اطلاع است و ديگرى ضعف ايمان .
هامش
( 1 ) . حديقة الشيعة ، ص 765 .
( 2 ) . الانوار النعمانيه ، ج 2 ، ص 59 - 69 .
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 213 - 220 . ( مرحوم محدث نورى رحمه اللّه رسالهء جنة المأوى را جهت الحاق به بحار الانوار تأليف فرموده و هم اكنون جلد 53 بحار از ص 190 تا آخر رسالهء جنة المأوى است كه به عنوان تكملهء به پيوست بحار الانوار چاپ مىگردد . )