نمود آن همه تفاصيل را بر عالم مثال يا منازل قلبيّهء اهل حال ؛ چنان چه اهل تأويل مىكنند .
وضوح وجود اين دو شهر ، در ارض يا در قطعات منفصله از آن ، چنان چه بعضى از محققين احتمال دادند در عصر سابق ، بمثابهاى بود كه حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در روز عاشورا در ميان ميدان ، در جملهاى از كلمات شريفه ، در مقام اتمام حجّت ، مىفرمايد :
و اللّه ! ما بين جابلسا و جابلقا ، پسر پيغمبرى نيست غير از من « 1 » چنان چه در خبرى ديدم كه حال ، محلّ آن در نظرم نيست .
فيروزآبادى در قاموس مىگويد : جابلس به فتح با و لام يا سكون آن ، شهرى است در مغرب . نيست [ وراى آن ] آدميزادى . و جابلق شهرى است در مشرق . « 2 »
شيخ حسن بن سليمان حلّى ، تلميذ شهيد اول ، در كتاب محتضر « 3 » خبر شريفى روايت كرده در كيفيّت اتّهام منافقى ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را كه گاهى شبها از مدينه بيرون تشريف مىبرد و مراقبت او ، آن جناب را در شبى و بردن حضرت او را به يكى از آن شهرها كه مسافت آن تا مدينه يك سال بود و گذاردن آن منافق را در آنجا و ديدن او اوضاع آن بلاد را كه از آن جمله بود اتّكال اهل آنجا بر لعن آن منافق در ذرع و غيره به نحوى كه به سبب لعن او ، تخم مىافشاندند . پس فورا سبز مىشد و خوشه مىآورد و مىرسيد . پس درو مىكردند و در هفتهء ديگر حضرت به آنجا تشريف برد ، با آن جناب برگشت ، خبر طولانى است . غرض ، اجمال مضمون آن بود و در اين مقدار كه گفتيم كفايت است از براى رفع شبههء اهل دين بلكه قاطبهء ملّيّين .
در حكم خمس و سهم امام عليه السّلام
تنبيه شريف : مخفى نماند كه حديثى كه شيخ زين الدين على بن فاضل از سيّد شمس
هامش
( 1 ) . ر . ك : روضة الواعظين ، ص 166 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 29 .
( 2 ) . القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 297 .
( 3 ) . المحتضر ، ص 65 به بعد .