تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
پس او خروج كند و « دود » را ، يعنى « دجال » را كه كورى است خرسوار و مدعى خدائى ، بكشد و از گوشه دنيا ، كه « كنك » و « رچين » باشد تا « ورژمخت » كه بيت المقدس است ، همه را بگيرد و « كشتاسب » و « لهراسب » را زنده كند و بر دار زند و با او خواهد بود « صاحب صبائى » كه عيسى عليه السّلام باشد و « اسكندريه » و شهرهاى « عمان » را كه « بحرين » باشد و « هرنود » و « عمان » كه مسقط است بگيرد ، و جزاير « پرتكال » و « بسباسه » و غيره [ را بگيرد ] ، و « اسكندر بن داراب » با او باشد و او را به فرنك بفرستد ، و سيد بزرگى كه از پدران آن پادشاه باشد برود و قسطنطنيه را بگيرد و هندوستان را بگيرد و علم‌هاى ايمان و مسلمانى در آنها برپا كند و عصاى سرخ شبانان « با هودار » كه [ عصاى ] موسى باشد ، با او باشد و سليمان پيغمبر از اسرائيليان و جن و انس و ديوان و مرغان و درندگان در فرمان او خواهد بود . و او است « ايزد كشسب » ، يعنى خداپرست و « تابك » بزرگ ، يعنى صاحب جبروت و بزرگى ، مثل « چشاشب » و او است « كياوند » يعنى پادشاه بزرگ كيان ، يعنى بزرگ جبار و شيرويه ، يعنى شكوه‌مند كه « ديو دين » كه شيطان است از او بگريزد و « كيهان خديو » است ؛ يعنى پادشاه دنيا ، و شهنشاه است ؛ يعنى برتر از همه پادشاهان ، و او فرزند دختر « سين » است و تا مدّت پانصد قرن ، خود و يارانش پادشاهى كنند و برود تا به مقدونيه كه « دار الملك فيلقوس » است و در ساحل بحر « اقصابوس » خيمه زند كه آخر زمين دنيا است و همه جاها را يك دين كند و كيش گبرى و زردشتى نماند و پيغمبران خدا و مسائيدان و مؤبدان و حكيمان و پريزادان و ديوان و مرغان و همهء اصناف جانوران و ابرها و بادها و مردان سفيدرويان ، در خدمت او باشند . از مغرب برگردد و داخل ظلمات شود و جزيره « نسناس » را بگيرد و « اسرافيل » صاحب بوق نزد او آيد . تمام شد ، آنچه از كتاب « جاماسب‌نامه » در اين خصوص به‌دست آمد و تتمه كتاب نبود و در اوراق ديگر ، احوالات ملوك اسلاميان ، از تركان و عجمان و عباسيان و وقايع هر سال از تغييرات و تبديل پادشاهان و انقراض زمان ايشان بود ، كه اظهار آن خارج از مقام و انسب به كتمان است .