تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و در آخر اين ، احوالات ملوك و انبيا را مىگويد كه چند نفرند و در چه زمان به هم مىرسند و دين ايشان چيست و در كجا باشند و با امّت به چه قسم سر مىكنند ، تا آنكه بر پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله مىرسد و مىگويد كه : اين پيغمبر عرب ، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه‌هاى مكه پيدا شود و بر شتر سوار شود و قوم او اشترسواران خواهند بود و با بندگان خود چيز خورد و به روش بندگان نشيند و او را سايه نباشد و از پشت سر ، مثل پيش‌رو ببيند و دين او اشرف دين‌ها باشد و كتاب او باطل گرداند هر كتاب آسمانى را و دولت تازيك ، يعنى عجم را بر باد دهد و دين مجوس و پهلوى را بر طرف كند و نار « سده » و آتشكده‌ها را خراب كند و تمام شود روزگار پيشداديان و كيان و ساسانيان و اشكانيان ، و از فرزندان دختر آن پيغمبر كه خورشيد جهان و شاه زنان نام دارد كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا كه مكه باشد ، و دولت او تا به قيامت متصل شود و بعد از پادشاهى او دنيا تمام شود و آسمان جفت گردد و زمين به آب فرو رود و كوه‌ها بر طرف شود و اهرمن كلان را كه ضد يزدان و بنده عاصى او باشد ، بگيرد و در حبس كند و او را بكشد و « سمندع » و « فرخ » و « حيايل » و « قنفذ » رئيسان اهرمن را بگيرد و « مشاسبند » ، يعنى ملائكه بر او فرود آيند و خلايق را به يزدان خواند و نام مذهب او « برهان قاطع » باشد و حق باشد و در خدمت او « بشر » ، يعنى ميكائيل و « سروش » ، يعنى جبرئيل و « آسمان » يعنى عزرائيل حاضر شوند و « بهرام » ، فرشته موكّل بر مسافران و « قرح زا » فرشته موكّل بر زمين و « بهمن » ، موكل بر گاوان و گوسفندان و « ازمر » ، فرشته روز اول هر ماه و « آزوكشت » ، فرشته موكل بر آتش و « روانبخش » كه روح القدس باشد ، همگى بر او نازل شوند . و از خوبان و پيغمبران گروه بسيارى را زنده كند . مانند : « ملكان » پدر « خضر » و « مهراس » پدر « الياس » و « لقوماس » پدر « ارسطاطاليس » و « آصف بن برخيا » وزير « جمشاسب » يعنى سليمان و « ارسطو ماقدونى » و « سام بن نوح » و « شماسون » و « سولان » و « شاوول » و « شموئيل » و « ميخا » و « يحزقل » و « سيسنا » و « شعيا » و « حى » و « لولو » و « حيقوق » و « لول » و « حوقوق » و « رخوبا » كه پيغمبران اسرائيليانند ، و زنده شود « عابر بن شالخ » و حاضر شود نزد او « سيمرغ » از كوه « قاف » و « سيمرغ » عنقاى مغرب است كه به دعاى « حنظلة بن