صفوان » غايب شد ، و زنده كند از بدان گيتى و كافران ، « سورنوس » كه نمرود است و او را بسوزاند با « پرع » و « فرخ » كه « قارون » و « هامان » باشند ، و زنده گرداند « هامان » وزير « فرعون » را و او را زنده بر دار زند ، و از چاه دماوند به درآورد « ضحاك علوانى » را و او را ديوان مظالم بكند ، و بسوزاند « بخت نصر » را كه « وژمخت » را كه بيت المقدّس است خراب كرد ، و زنده كند « شمامو » را كه دين پهلوى را برهم بزند و آتش را شريك خالق مىگرداند و مىگويد كه : آن برزخ ميان خالق و خلق است ، و زنده كند « سدوم » ، قاضى شهر لوط را و « اثقف » قاضى ترسايان را ، و زنده گرداند « دوباغ اهرمن » را كه عمل وطى غلام را در ميان قوم لوط احداث كرد ، و زنده گرداند « زردان » را كه از اكابر « فرس » است و اعتقاد آن دارد كه يزدان اشخاص بسيار دارد از روحانيّين كه احداث نموده ، و زنده گرداند « ارخش موبد » را كه عناصر اربعه را خالق مىداند ، و زنده گرداند « نامى » را كه ستارهپرستى را وضع كرد ، و زنده كند « ميلان » را كه اصل وجود را سه مىداند ؛ نور و ظلمت و معدن جامع كه سبب امتزاج و اختلال است ، و زنده كند « گيوان » - به كاف فارسى - را كه اصل وجود را سه عنصر مىداند ؛ آب و آتش و خاك و هرسه را قديم مىداند ، و همه ايشان را مىسوزاند و ديگر از پادشاهان اقوام خود ، جمعى را زنده گرداند و بكشد كه فتنهها در دين خدا كردهاند و خوبان بندگان خدا را كشتهاند .
مؤلف گويد : مراد از اين پادشاهان كه « جاماسب » گفته ، « بنى اميه » و « بنى عباس » و سلاطين جور مسلمانند كه باعث فتنه در دين و قتل نيكان كه امامان و شيعيان ايشان باشند ، شدهاند . چنان كه علّامه مجلسى رحمه اللّه گفته و العلم عند اللّه .
و ديگر زنده كند « رستم زال » را و در خدمت او باشد ، و « كيخسرو » را زنده كند و ديوان همه اطاعت كنند . همه را بكشند و بسوزانند و باد را امر كند كه خاكستر ايشان را به درياى « محيط » ريزد . همه متابعان اهرمن را و تباهكاران را بكشد . نام آن پادشاه بهرام باشد . از خورشيد جهان و شاه زنان ، كه او دختر « سين » - كه نام مبارك محمّد صلّى اللّه عليه و آله است به لغت پهلوى - باشد و ظهور او در آخر دنيا باشد و عمر هفت كركس كند و چون خروج كند ، عمر او سى قرن شده باشد و خروج او در آن زمان شود كه تازيان بر فارسيان غالب شوند و شهرهاى ايشان خراب شود به دست سلطان تازيك .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٩٢