تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و صاحب كتاب « وشن » كه كفرهء هند او را پيغمبر صاحب كتاب مىدانند و نام او جوك است ، گويد : كتاب امير المؤمنين عليه السّلام در نزد ما است و آنچه درويشان و مرتاضان را ضرور است - از عبادت و زهد و ترك و تجريد و قاعدهء زندگانى - همه در آنجا است و به خط كوفى است و « جوك » به خدمت آن حضرت رسيده و اين كتاب را به او داده . گويد : آخر دنيا به كسى گردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او « خجسته » و « فرخنده » باشد . خلق را كه در دين‌ها اختراع كرده و حقّ خدا و پيغمبر را پامال كرده‌اند ، همه را زنده گرداند و بسوزاند و عالم را نو گرداند و هر بدى را سزا دهد . و لك و كرور دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است . خود و اقوامش پادشاهى كنند . اين سخنان از كتب براهمه كه معتمد ايشان است و بعض براهمه آنها را آسمانى مىدانند ، نوشته گرديد . و امّا طايفه مجوس : هرچند منكر اين دين هستند ، لكن چون حكما و مؤبدان و دانشمندان ايشان به اين امر خبر داده‌اند در كتب معتبرهء خود ، لهذا ذكر مىشود . بدان‌كه در كتاب « كوميسب » كه آن را از « جومسب » پيغمبر مىدانند و اصل آن كتاب معدوم است و در احاديث معتبره وارد است كه اصل اين كتاب را بر دوازده هزار پوست گاو نوشته‌اند و از آن كتاب چند ورقى در كتاب « آزادبخت » نقل شده و كتاب « جاودان خرد » و كتاب « پيمان فرهنگ » كه از « مه‌آباد » ، اولين پيغمبر عجم است و كتاب « ارژنگ » زندقه مانى نقاش كه ابن مقفع خراسانى ترجمه نموده و نام آن ترجمه را « فيل هندسه » گذاشته و كتاب « تنكلوش » لوقاى حكيم رومى و كتاب « صدور احكام دين زردشت » كه صد فصل دارد و كتاب « سندآباد حكمت علمى و عملى » و كتاب « دساتيرمه‌آباد اديان » و كتاب « اراء بن ديروف » كه نام مؤبدى است ، در زمان « اردشير بابكان » بوده و فارسيان او را پيغمبر دانند و كتاب « ديسناك مزدك » ، كه در ايام « قباد » بوده و در اثبات دين خود مذهب آتش‌پرستى را بيان كرده و كتاب « ترحم » از تصنيفات « جاماسب » و « زمزم » از تصنيفات « زردشت » ، كه آن را سياه نيز گويند و كتاب « قسطا و قسطنطين شارستان » كه از تصنيفات « فرزانه بهرام » كه يكى از حكماى عجم و دانايان ايشان است .