تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
صدمهء مركب منقلب گرديد و ما در آب فروشديم من به ملاحظه اينكه شناورى مىدانستم و شاگردان ملّاح [ را ] چست و چالاك ديده بودم ، مأيوس نشدم و شناورى كرده تا آنكه خود را از آب درآوردم . ديدم كه ملّاحان جستجو مىنمايند ، لكن در غير محل [ بود ] و هوا را هم قدرى تاريك ديدم . پس دست بلند كرده آواز برآوردم كه مرا در اينجا دريابيد . ناگاه موج دريا مرا فروگرفت و ديگربار غرق نمود . باز هم ثانيا با زحمت بسيار به شناورى خود را از آب بيرون آورده . هوا تاريك‌تر و خود را دور تر ديدم . باز نفس تازه كرده آواز برآوردم . باز موج دريا مرا غرق كرد تا آنكه در دفعهء سوّم خارج شدم و از مشاهدهء تاريكى هوا و دورى يابندگان ، از ايشان مأيوس شده ، متوجّه به سمت كربلا و عزيز زهرا عليهما السّلام شده عرض كردم : يا جداه ، يا ابا عبد اللّه ادركنى . مرا درياب و عيال و اطفال مرا چشم به راه مخواه . اين بگفتم و ديگربار از صدمهء موج غرق گشته و ديگر حال خود را ندانستم تا آنكه خود را در ميان حلقهء اعراب ديدم . پس اهل كشتى از اين معجزهء قاهره و امر غريب در حيرت شدند . حاج سيد عبد الرحيم مذكور گويد : با حاج سيد حسين مزبور بوديم تا آنكه از كشتى بيرون آمديم و در بوشهر تا شيراز و از شيراز تا اصفهان با او همخرج و همسفر بوديم و در اصفهان هم خواست كه ما در مسافرت به خراسان از او ديدن نماييم . پس در اصفهان از ايشان جدا شديم و توفيق مسافرت مشهد رضا عليه السّلام و خراسان هم هنوز نشده و بعد ، از ايشان دانسته نشد » . مؤلف گويد : راوى نام بلد سيد را از بلاد خراسان ذكر نمود و من نسيان كردم .

معجزهء چهارم [ آن است كه فاضل معاصر نورى در كتاب منامات از آخوند ملّا زين العابدين سلماسى نقل كرده ]

آن است كه فاضل معاصر نورى - زيد توفيقه - در كتاب منامات از آخوند ملّا زين العابدين سلماسى - طيبّ اللّه رمسه - نقل كرده كه او گفت : « در اوقاتى كه سور سامره را بنا مىنمودند ، نماز پنجگانه را در حرم عسكريين عليهما السّلام مىگذاردم و اوقات ديگر را صرف سركارى عمال و بنائيه مىنمودم . اتفاقا روزى نماز ظهرين را در حرم مطهر ادا كرده در بالاى سر از براى اوراد و تعقيبات نشسته بودم ، ناگاه جمعى از زوّار ترك از بلاد شيروانات وارد حرم شدند و يك نفر