تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
لهذا صادق عليه السّلام فرمود كه : « در قائم ما شباهتى از موسى مىباشد و آن خفاء ولادت و غيبت از قوم خود است » « 1 » . و باقر عليه السّلام فرمود كه : « صاحب اين امر را چهار سنّت ، از چهار پيغمبر مىباشد . از موسى ، فرار از خوف أعدا ، و از يوسف سجن و زندان ، و از عيسى آنكه گويند مرده است و او زنده باشد ، و از محمّد شمشير » « 2 » بالجمله اين غيبت پيغمبران .

امّا غيبت اوصيا و امامان ؛

پس در اخبار طاهرين وارد است كه موسى عليه السّلام را تا زمان عيسى عليه السّلام ، دوازده نفر وصى بوده . اول ايشان يوشع بن نون بود كه بعد از موسى عليه السّلام قيام به وصايت او نمود . لكن بعد از آنكه سه نفر از ظالمان قوم ، حق او را غصب نمودند و پس از آنكه به گذشتن آن سه مردود امر خلافت مستقل گرديد ، منافقين قوم ، « صفورا » دختر شعيب ، زوجه موسى را فريفته ، بر او با صد نفر خروج كردند . فى ما بين ايشان مقاتله واقع گرديده ، جماعت بسيار از طرفين كشته شد . بالاخره مغلوب گرديده فرار كردند و صفورا دستگير و اسير شد . « يوشع بن نون » به او فرمود كه : در دنيا از تو گذشتم تا آنكه در آخرت موسى را ملاقات كنم و آنچه از خود و يارانت اذيّت ديده‌ام به او شكايت كنم . پس صفورا پشيمان شد و گفت : به خدا قسم اگر داخل بهشت شوم و موسى را ملاقات كنم - كه پرده او را دريده و بر وصى او خروج كرده - چه كنم و چه جواب گويم ؟ و اين واقعه بعينها در اين امّت وقوع يافت ، مگر آنكه صفورا نادم و حميراء به هيچ‌وجه پشيمان نگرديد . و بالجمله ساير اوصياى موسى واحد ! بعد واحد ، در كنج انزوا خزيدند و از عامه رو پوشيدند . لكن خواص قوم به خدمت ايشان مىرسيدند و از احكام دين خود از ايشان مىپرسيدند ؛ تا آنكه نوبت به وصى دوازدهم رسيد . از نظر قوم غايب گرديد و اين انزوا و استتار تا مدّت چهارصد سال طول كشيد تا آنكه وصى دوازدهم ظهور كرده ، بنى اسرائيل را به امر داود عليه السّلام بشارت داد و گفت : از شدايد و اذيت‌هاى جالوت به ظهور داود استخلاص و فرج خواهد رخ نمود ، و ملك و سلطنت را ، او از جالوت و لشكر او انتزاع خواهد نمود .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 153 و همچنين ج 2 ، ص 326 و 327 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 153 و ج 2 ، ص 326 و 327 .