تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و بالجمله اخبار در اين باب از طريق خاصه بسيار است و كذلك از طريق عامّه . پس روايت كرده در صحيح بخارى به اسناد خود از ابى سعيد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « هرآينه جارى شود در شما سنّت پيشينيان ، شبربه‌شبر و ذراع‌به‌ذراع ؛ حتى آنكه اگر داخل سوراخ ، سوسمارى شده باشد ، شما هم موافقت نماييد » « 1 » . و قريب به اين مضمون اخبار از صحاح معتبر بسيار است .

اما غيبت انبيا ؛

پس ادريس از شيعيان خود غايب شد تا آنكه قوّت از ايشان منقطع گرديد و نيكان ايشان را كشتند و بازماندگان را ترسانيدند ، تا آنكه ظاهر شد و ايشان را وعده فرج داد به ولادت يك نفر از فرزندان خود كه نوح بود . پس از آن بر آسمان بالا رفت و شيعيان او منتظر فرج ماندند به ولادت و نبوّت نوح . تا آنكه بعد از قرون بسيار و شدايد بىحد و شمار كه از اشرار قوم به ايشان رسيد نوح بوجود آمده ، قوم را دعوت نمود . و نيز صالح از قوم خود مستور شد در زمان كهولت ، تا آنكه طول زمان به‌حدى رسيد كه بعد از ظهور او را نشناختند مگر به براهين نبوّت . و نيز ابراهيم عليه السّلام مستور ماند در غار از خوف نمروديان اشرار ، تا آنكه مأمور به ظهور شد و كرد آنچه كرد . و يوسف مدّت بيست سال يا زياد - به اختلاف اخبار - از برادران و پدر غايب شد در شهر مصر ، و ميان او و ايشان نه روز بيشتر مسافت نبود ، تا آنكه مأذون در ظهور شد . و امّا موسى بن عمران عليه السّلام ، پس از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه : « چون يوسف را وفات دررسيد ، اهل بيت و شيعيان خود را جمع نمود و پس از حمد و ثناى خداوند ، ايشان را خبر داد از شدايد آينده كه مردان در آن كشته شوند و زنان حامله ، شكم دريده گردند و اطفال مذبوح شوند تا آن زمان كه حق از اولاد " لاوى بن يعقوب " ظهور كند و آن مردى باشد گندمگون و بلندبالا - و ساير اوصاف موسى را ذكر نمود - و پس از وفات او واقع گرديد بر بنى اسرائيل در مدّت چهارصد سال ، آنچه واقع گرديد ، و خود را به وعدهء فرج تسلّى مىدادند تا آنكه بر ولادت او مطّلع شدند و از ملاحظه آثار ، ظهور او را نزديك دانستند . بليّه ايشان شدت يافت . بر پيرامون عالمى از علماى خود كه از احاديث او مسرور مىشدند جمع آمده ، گفتند : ما به احاديث تو مسرور مىشديم ، ديگر بار مىخواهيم كه ما
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 151 ، باب 14 ، كتاب اعتصام بالسنّة ، ح 2 .