تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
سر تعظيم پيش آوردند . پس دختر و مادر و پدر او را برداشته با خود به مملكت اصطخر كه مملكت او بود مراجعت نمود و بر قوم خود ظاهر گرديد و از قدوم او فرح دررسيد ، تا آن‌كه سليمان را وقت وفات شد . آصف بن برخيا را وصى خود نمود و رحلت فرمود . قوم او از وجود آصف در فرح بودند تا آنكه آصف از ميان ايشان غيبت نمود مدتى بعيد . قوم از غيبت او در شدّت بودند تا آنكه ظهور فرمود و زمانى در ميان ايشان بود . پس او را اجل دررسيد و ديگر باره از قوم خود غايب گرديد و در اين غيبت بلا بر بنى اسرائيل شدّت يافت و « بخت نصر » بر ايشان مسلّط گرديد و هركس از ايشان را كه يافت بكشت و گريخته را طلب كرد و عيال و اطفال ايشان اسير نمود و در جملهء اسيران چهار طفل كه از اولاد يهودا بودند از براى خود اختيار نمود كه از آنها بود « دانيال » ، و از اولاد هارون « عزيز » را برگزيد و دانيال كه حجّت پروردگار بود ، نود سال در دست او اسير بود و بنى اسرائيل در شدّت ، و انتظار فرج را خروج دانيال مىدانستند . چون بخت نصر بر آن مطلع شد و فضايل او را ديد ، او را در چاهى عميق انداخت و شيرى را در نزد او جا داد تا آنكه او را طعمهء خود نمايد . چون دانست كه شير بر او ضررى نرسانيد ، امر كرد كه قوت او را قطع نمايند تا از گرسنگى تلف شود . خداوند مردى از بنى اسرائيليان را مأمور نمود كه قوت او را برساند . پس دانيال روزها را در آن چاه به روزه و شبها را به عبادت اشتغال داشت و بلاى اسرائيليان به‌حدى شديد گرديد كه بسيارى از دين مرتد شدند يا آنكه شاك گرديدند تا آنكه زمان فرج دررسيد و بخت‌نصر در خواب ديد كه ملائكه فوج‌فوج از آسمان نزول مىنمايند و بر سر چاه دانيال رفته ، بر او سلام مىكنند و او را مژده فرج مىدهند . از خواب بيدار گرديد و بر عمل خود با دانيال نادم گرديد . او را از چاه بيرون آورده عذر بخواست و وزارت خود را به او واگذار نمود و او را قاضى كرد . اسرائيليان از اطراف و اكناف بر سر او جمع شدند . پس از زمانى قليل وفات او دررسيد . عزيز را بر ايشان مهتر فرمود و از ميان قوم ارتحال نمود . پس به عزيز رجوع نمودند تا آنكه بعد از زمانى عزيز هم غيبت نمود ، تا مدّت صد سال از ايشان مستور بود تا آنكه ظهور نمود و بعد از زمانى وفات نمود و پس از او حجت‌هاى خدا غايب و بلاى قوم شديد بود ، تا آنكه يحيى بن زكريا