همان عمل كه مشاهده كردى . گفتم : من كه در تو عملى كه شايسته اين باشد ، نديدم . گفت :
بدانكه من عبد زرخريد غير هستم و مولاى من مقرّر فرموده كه كسب كنم و نصف فايدهء عمل از او باشد ، چنانكه ديدى بعد از وضع مخارج دكان باقيمانده را دو قسمت مىكردم .
يكى را از براى او ضبط مىنمودم و ديگرى را خود برمىداشتم و قسمت خود را هم عادت آن است كه بهقدر كفايت و حاجت برمىدارم و باقى را در راه خدا انفاق مىكنم .
امّا آنكه ديدى تمام شب را مىخوابم . پس از براى آن است كه اگر بعض شب يا تمام آن را بيدار بمانم و صرف طاعت مولاى كريم خود كنم باعث ضعف و سستى روز مىشود ، و اين واسطه از عهدهء آزادى مولاى لئيم خود نتوانم بيرون آمد و خداوند حقّ واجب خود را بر حق مستحب مقدم داشته و از اين جهت بود كه در اداى فرايض هم اقتصار بر اقل واجب مىكردم ، و امّا نماز را در اول وقت چون منافاتى با حق آقاى من نداشت . زيرا كه لابد اداى آن ، وقتى مىخواهد و اول وقت و آخر آن از براى او تفاوتى ندارد ، لكن تعجيل باعث رضاى خداوند بود . لهذا آن را ترك نمىكنم .
چون موسى عليه السّلام تامّل كرد ديد كه حقيقت بندگى همان است كه آن غلام آهنگر دارد ؛ زيرا در عبادت بدنى و مالى زياده بر قدر مقدور نخواستهاند و آن شخص در بذل مقدور خود چيزى واگذار نكرده . پس كمال و تمام مقام بندگى در او موجود شده . چنانكه گفتهاند :
كمال الجود بذل الموجود و معلوم است كه بنده با وجود مقام بندگى بهقدر مقدور خود مالك رقاب مادون خود مىشود . چنانكه در حديث قدسى وارد است كه : « عبدي اطعني حتى اجعلك مثلي . . . » « 1 » : اى بندهء من مرا اطاعت كن تا آنكه تو را مثل خود كنم . من چون ارادهء آن كنم كه بگويم به چيزى كه باش ، آن چيز مىشود و تو را همچنين كنم كه هرچيز را كه خواهى كه بشود چنان شود .
مؤلف گويد : خداوند را در زواياى هجران و معموره و بيابان و نحو آن بندگانى هست كه در ميان خلق مستور و نزد خدا معروف و در آسمانها مشهورند ؛ چنانكه سيد جزايرى - عليه الرحمه - در كتاب " انوار " نقل كرده كه : « سالى در ميان بنى اسرائيل باران رحمت منقطع
هامش
( 1 ) . مشارق انوار اليقين فى أسرار أمير المؤمنين ، ص 69 .