تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
و آشنايان گرديد ، تا آنكه در وقتى هواى مسافرت به ولايت عجم بر سرم افتاد و با خود خيال كردم كه يك سال مقرّرى گوشت را سلف مىفروشم و پولش را خرج راه مىكنم و مىروم . پس در اين مقام درآمده شخصى را از طلّاب مشترى يافتم و سيصد و شصت وقيه گوشت كه نود حقّه كربلا مىشود - و هر حقّه پنج چارك من تبريزى مىشود كه مجموع آن يكصد و دوازده من تبريزى و نصف من مىشود - فروختم به او به قيمت معيّن معلوم . پس آن شخص را نزد آن قصّاب بردم و به او گفتم : آن يك وقيه گوشت مقرّرى را تا مدّت يك سال به اين مرد بده . چون قصّاب اين سخن شنيد ، بخنديد . گفت : آن كسى كه امر به دادن اين مقدار گوشت به تو كرده ، قطع نمود و منع از دادن فرمود . چون اين كلام شنيدم ، آه سرد از دل پردرد كشيده ، برگشتم . چون شب درآمد ، مهموم و متفكر خوابيدم . مولاى خود جناب سيد الشهداء عليه السّلام را در خواب ديدم . به من نگريست و فرمود : خيال عجم رفتن كرده‌اى ؟ ! جواب نگفتم و سر خود را به‌زير انداختم . پس فرمود : خوب خود دانى اگر مىمانى اينجا نان و ماستى پيدا مىشود . اين بفرمود و برفت . از خواب بيدار شدم و از عمل خود نادم گرديدم كه چرا دست خود را از خوان عطاى آن بزرگوار بريدم . مؤلف گويد : نظير اين واقعه چيزى است كه روايت كرد آن را نتيجة العلماء الاعلام " حاج ميرزا اسماعيل بن الحاج ميرزا لطفعلى بن ميرزا احمد مجتهد تبريزى " - ادام اللّه نتاجهم الى يوم القيام - شخصى از اهل تبريز كه برادر مشهدى حسين ساعت‌ساز تبريزى بود و در صحن حاير حسينى در حجره‌اى از حجرات آن ، ساعت‌سازى مىكرد و اعتبار خوبى هم در اين باب از براى او بود ، اتفاقا مبتلاى به ناخوشى فلج شده فالج گرديد و مدتى معالجه كرد و مفيد نشد . پس از آن اطبّاء را جواب داد و از عافيت مأيوس گرديد . مردم او را ملامت كردند كه چرا معالجه نمىكنى با اينكه اين مرض قابل معالجه و اميد عافيت در آن است ؟ گفت : من از عافيت مأيوسم . سبب يأس را پرسيدند . مذكور نمود : من در اين حجره ساعت‌سازى مىكردم . اين كبوترها بسيار مىآمدند و اسباب مرا مىشكستند و مرا اذيت مىكردند . يك روز با خود خيال كردم كه اين كبوترها بلا مالك و صحرايى مىباشند و صيد كردن آنها جايز
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 767 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان