حسين عليه السّلام نيست ، بلكه بر طريقهء عمر و مذهب سنّيان است . از حسن اتّفاق تعجّب كردم .
مرا شهادتين تلقين كرد و اسماء معصومين عليه السّلام را تعليم نمود و به اعتقادات شيعه ، جمله [ اى ] از احكام دينيه را ذكر كرد .
پس به كشتى رفتم و متاع خود را به تجّار سپرده كه در شهر " ملتان " به اولادم برسانند و كاغذى به ايشان در باب تفصيل متاع نوشتم . و نوشتم كه جميع اين متاع و خانه و هرچه در آن است و در آنجا دارم از آن شما باشد و مرا مرده انگار كنيد ، زيرا كه من باقيماندهء عمر را ارادهء سياحت دارم و نمىدانم كه كار من به كجا مىانجامد . چون اين مكتوب رفت ، پس از چندى جواب آمد كه مكتوب و متاع رسيد . شنيديم كه از نحلهء پدران خارج گشتهاى ، اگر بر تو ظفر يابيم ، جزاى تو را خواهيم داد تا آنكه عبرت ديگران گردى .
چون اين مكتوب ديدم از خوف در كشتى نشسته متوجّه بسوى بغداد گرديدم و چون از دجله خارج شدم به زيارت كاظمين عليهما السّلام رفتم . اتّفاقا عبورم از همان صحن كوچك به صحن بزرگ واقع گرديد ، چنانكه در خواب ديده بودم بعينه در بيدارى مشاهده نمودم .
پس از آنجا به سامره زيارت عسكريين عليهما السّلام رفتم همانطور كه در خواب مشرّف شده بودم .
پس مراجعت كرده به بغداد و جملهاى از مجاورين كربلا و نجف و كاظمين و اعراب را ديدم كه به مشهد حضرت رضا عليه السّلام مىروند . من هم با ايشان روانه گرديدم و اوضاع آنجا را هم به طريق معهود در خواب ديدم . پس برگرديده به كربلا رفتم و از دروازهء بغداد وارد شهر شده به صحن عبّاسى ، و باب همان خانهء معهود را كه در ميان صحن بود از براى تحقيق منزل كوبيدم و همان مرد بيرون آمده ما را در همان اطاق داخل خانهء خود منزل داد . پس از لمحهاى استراحت ، اسباب و آلات خود را در منزل گذاشته بيرون آمدم و به دخول حرم عبّاس عليه السّلام فايز شده ، پس از خروج از راه بار و باب قاضى الحاجات - چنانكه در خواب ديده بودم - به زيارت قبر مطهّر و زيارت حسينيه مشرّف شدم و پس از زمانى به نجف اشرف رفتم و اوضاع آن مكان را هم كماكان مشاهده كردم . پس مراجعت به كربلا كرده ، مجاورت آن مكان را الى الآن موفّق هستم و اگر كسى از روى انصاف در هريك از اطراف اين واقعه نظر و تفكّرى نمايد ، او را در حقّ بودن مذهب شيعه شك و شبهه نمىماند ، هرچند كه از اهل كفر و زندقه باشد ، چه جاى آنكه بر فطرت اسلام متولّد گشته باشد .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 763
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٧٦٣