تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
سر خود مىريزد ، و بعضى خود را به خاك مىمالد ، و هريك به نوعى به آداب مصيبت حركت مىكند و من متحيّر و مبهوت مانده‌ام كه اين چه اوضاع و اين چه شبى است ؟ ! چون خوب تأمّل كردم ، ملتفت شدم كه اين است شب عاشورا ، و اين اوضاع تعزيه‌دارى اين حيوانات است از براى عزيز زهرا عليهما السّلام ، حسين گلگون‌قبا عليه السّلام كه فرزند مستمندش حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه - در حقّ او مىفرمايد : « بكت السماء و من فيها و الأرض و ما عليها و لما يطأ لابتيها » ؛ آسمان و آنچه در او است و زمين و آنچه بر اوست گريه كردند بر آن مظلوم پيش از آن‌كه متولّد شود ؛ و در اخبار وارد شده كه ماهيان دريا و وحوش صحرا بر او گريه مىكنند . چون اين ديدم رقّت قلب ، مرا بىاختيار كرد ، بىخود [ - بىاختيار ] سروپا برهنه دست‌ها را تا مرفق بالا زده خود را در ميان آن حلقه انداخته ، حسين حسين عليه السّلام‌گويان صدا را به نوحه‌خوانى بلند كرده ، آن حيوانات هم‌چون حالت مرا ديدند بر گريه و جزع خود افزودند . من چون نوحه‌خوانان و آنها مانند سينه‌زنان تا سحرگاه اين بيدا و كوهستان را از آه و ناله و افغان پر كردند تا آنكه صبح صادق طالع شد . پس از آن زبان‌بستگان ، از آه و فغان ساكت شده به عكس ترتيب اجتماع ، اضعف ايشان پيش از اقوى برفت به‌طورى كه در رفتن ضعيف ، قوى مكثى مىكرد تا آنكه او به مأمن خود برسد ، و همچنين بود حال قوى با اقوى تا آن‌كه جميع برفتند ؛ و اين است عادت آن حيوانات در هر سال چندان‌كه من ديده‌ام . حتّى آنكه در اشتباه غرّه ، ماه شب عاشورا را من به اين تميز مىدهم و مىشناسم » « 1 » . مؤلّف گويد : " آخوند ملّا زين العابدين " مذكور ، در اين مسافرت بعض وقايع ديگر از رفتن به سلماس بعد از مراجعت از زيارت حضرت رضا عليه السّلام و غير آن ذكر مىنمايد ، دانسته مىشود كه وقوع اين مسافرت در عشره خامسه از مائه ثالثه بعد از هزار هجرى بوده كه جنگ نايب السلطنه ، مرحوم عباس ميرزا با لشكر رومى و سردارى چوپان اقلى در آن واقع شده كه آخوند مذكور ، بعضى از وقايع آن غزوه را هم مشاهده فرموده . پس تاريخ اين واقعه هزار و دويست و چهل و كسرى بوده و الحق از وقايع غريبه و مصدّق اخبار شيعه مىباشد .
هامش
( 1 ) . دار السلام فيما يتعلق بالرؤيا و المنام ، ج 4 ، ص 480 - 482 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 758 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان