تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
سر خود را حركت داد و گفت : پول مىخواهد . پس كيسه‌اى از بغل درآورد و خالى كرد و تسليم سيد نمود و گفت : باقيماندهء آن را بعد از خواب مىآورم و مىدهم . پس بخفت و آن ديگرى برفت و پس از قليل وقتى [ سيد ] برخاست و برفت و به‌زودى برگرديد و حلقه بر در زد . چون بيرون آمدم آن ديگر هم برسيد و باقى را تسليم او كرد و قسط اول خانه رد شد و هردو برفتند و چون وقت قسط دوم نزديك شد ، آن سيد يزدى مطالبه كرد . گفتم : خود مىدانى كه اين وجه بر من نيست و ندارم و قادر بر تحصيل آن نبوده و نيستم و بايد ديگرى حسب الوعده بدهد و او هم در روز موعد خواهد داد ان شاء اللّه . گفت : اين سخن عاقل نيست و عالم ، عالم اسباب است . گفتم : پر مگو . هنوز كه موعد تو هم نرسيده و حق مطالبه ندارى . برو در موعد ديگر . چون اين بشنيد و چاره نديد برفت تا آنكه يك روز به موعد مانده ، بيامد و مطالبه كرد . باز همان جواب شنيد . چون جوابى نداشت ، گفت : اگر فردا كه موعد است ندادى چه بايد شد ؟ گفتم : آنكه در قسط اول گرفته‌اى از تو و خانه هم از تو ، اگر تا غروب ندادم . باز هم چون ديد كلام واردى ندارد ، بر خود پيچيد و غضبناك برفت و شخصى را واسطه فرستاد كه فردا روز موعد است و صاحب‌خانه پول مىخواهد و عذر نمىشنود . چرا امروز كه وقت دارى تدبيرى نمىنمايى ؟ ! او نيز همان جواب شنيد و برفت . تا آنكه روز موعد درآمد و حقير تا وقت ظهر را در خانه منتظر وصول آن وجه ماندم و نرسيد . پس وضو كرده از براى نماز به مسجد شيخ استاد رحمه اللّه رفتم و در صفوف اخير واقع شدم . چون دير شده بود ، پس هردو نماز را ادا كرده مشغول تعقيب شدم و اهل مسجد برفتند مگر شيخ و چند نفرى كه در اطراف محراب با او بودند . ناگاه ديدم كه از طرف محراب سه نفر متوجه من شدند . چون نزديك شدند يكى از آنها سيد مذكور بود و دو نفر ديگر را نشناختم . پس سيد به آن‌دو نفر گفت : فلان - و اسم مرا برد - همين است و به من گفت : اينها تو را مىخواهند . پرسيدم : در اينجا كارى داريد يا آنكه در خانه ؟ گفتند : بلكه در خانه كار داريم . پس با ايشان به خانه رفتيم . مذكور داشتند كه قدرى پول است . مىخواهيم به عنوان امانت قبول كنيد . گفتم : امانت قبول نمىكنم ، لكن اگر قرض باشد كه عند المطالبه بدهم قبول مىكنم ، چون حاجت به صرف آن دارم . قبول كردند . گفتم : تحويل اين سيد