تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
از طرف مقابل به حقير رسيد و دست برآورده دست حقير را بگرفت و بر روى حقير نگريست و با كمال مهربانى فرمود : به تو نمىدهند ؟ من خود مىدهم ، و دست به جيب مبارك كرده و مشتى پول سفيد بداد . پس باز فرمود : به تو نمىدهند ؟ من خود مىدهم ، و مشت ديگر داد ، و همچنين مىداد و مىفرمود : از اين نوع هم بگير و از اين نوع هم بگير تا آنكه مكرر از انواع مختلفه عطا فرمود و حقير از شدّت ملاطفت آن بزرگوار خجل و منفعل شده . عرض كردم : بس است يا امير المؤمنين ! فرمود : بازهم مىدهم . بازهم مىدهم و مكرر فرمودند و حقير از كثرت انفعال از خواب بيدار شدم با اضطراب قلب [ و ] با حالتى كه عرق از جبينم تقاطر مىكرد . اتفاقا طفلى مريض و بدحال در خانه داشتم . ملاطفت آن حضرت را بر آن حمل كردم كه شايد آن طفل طورى شده . لهذا به اندرون رفته از حال طفل پرسيدم . گفتند : عرض صحّت كرده . مسرور شدم تا آنكه شب ، بعد از نماز عشائين به عادت هرروز به حرم رفتم . چون بيرون آمدم آن شخص را - كه مرا مجبور به نوشتن آن رقعه به آن شخص ديگر نمود - در باب حرم ايستاده ديدم . چون مرا ديد دست مرا گرفت و گفت : ديدى كه فلان - و آن شخص رئيس را نام برد - چگونه شد ؟ گفتم : نه . گفت : امروز قبل از ظهر به ناگاه نصف بدنش فلج و زبانش بسته شد . گفتم : شايد مزاح مىكنى . گفت نه باللّه ، همه اهل نجف مىدانند . زيرا ظهر به مسجد نيامد . متعجب شدم . چون پرسيدم از ديگران ، صدق آن خبر ظاهر گرديد و آن مرض بعد از معالجات و مخارج بسيار اگرچه قدرى تخفيف يافت لكن بالمرّه زايل نشد و آن شخص از تدريس و نماز جماعت [ و ] بلكه رياست بازماند و سال‌ها بر او در آن مرض بگذشت تا آنكه وفات نمود ، عفى اللّه عنه و رحمه و غفر له ان شاء اللّه . و دو روز يا آنكه سه روز از اين خواب بگذشت كه شخصى از مجاورين كه وكالت از جناب حاج ميرزا محمّد حسن شيرازى - دام عزه - داشت ، آمد و اظهار كرد : جناب ميرزا از سامره اظهار داشته كه اين وجه را تسليم شما كنم . پس مشتى پول سفيد بداد و برفت و اين عطا استمرار يافت و آن شخص وكيل از آن موكل مكرر مشت‌مشت پول بياورد و بداد ، به طورى كه يقين كردم كه آن عطا همان عطاى امير المؤمنين عليه السّلام است كه در خواب داد و وعده فرمود و در بيدارى حواله نمود و بر حسن ظنّ من به جناب ميرزا افزود كه مورد اين