خود را در اين باب گفته و مانند اين خواب هم از براى جمعى از سابقين اتّفاق افتاده و در كتب اصحاب ضبط شده و اختصاص اين واقعه در اينجا به ذكر ، به سبب آن است كه در اين عصر وقوع يافته و اسناد خبر آن معتبر و قصير است و در كتب اصحاب غير از كتاب اسرار ضبط گرديده [ است ] .
منامهء دوم [ منامهاى است كه روايت شده از شيخ طريحى رحمه اللّه در كتاب منتخب از سليمان اعمش ]
منامهاى است كه روايت شده از " شيخ طريحى رحمه اللّه " در كتاب " منتخب " از " سليمان اعمش " كه او گفت : « من در كوفه منزل داشتم و مرا همسايهاى بود كه گاهگاه به نزد او مىرفتم و با او مىنشستم . پس شبى از شبهاى جمعه به نزد او رفتم و با او در خصوص زيارت امام حسين عليه السّلام سخن در ميان آوردم و به او گفتم : در باب زيارت امام حسين عليه السّلام چه مىگويى ؟ گفت : آن بدعت است و هر بدعت ضلالت است و هر ضلالت در آتش است .
سليمان مىگويد : چون اين سخن شنيدم از نزد او برخاستم غضبناك ، و با خود گفتم :
چون سحر شود به نزد او آيم و بعض فضايل زيارت امام حسين عليه السّلام را به او بگويم . پس اگر او اصرار بر انكار نمود او را به قتل رسانم . پس چون وقت سحر درآمد به سوى او رفتم و در را كوبيدم و او را به نام آواز دادم . زوجهء او پشت در آمد و گفت كه : او در خانه نيست و به زيارت امام حسين عليه السّلام برفت در اول شب .
سليمان گويد : چون اين سخن شنيدم تعجب كردم و در عقب او روانه شدم به ارادهء زيارت امام حسين عليه السّلام . چون بر قبر آن مظلوم وارد شدم ديدم آن شيخ را كه در سجده بود و دعا مىكرد و مىگريست و طلب توبه و مغفرت [ مىنمود ] تا آنكه بعد از زمان طويل سر از سجده برداشت و مرا در نزد خود طلبيد . پس به او گفتم كه : يا شيخ ! تو را چه مىشود كه ديشب مىگفتى كه زيارت امام حسين عليه السّلام بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر ضلالت در آتش است و امروز آمده [ و ] او را زيارت مىكنى ؟
گفت : يا سليمان ، مرا ملامت مكن ؛ زيرا كه من اعتقاد به امامت اهل بيت رسالت عليهم السّلام نداشتم تا امشب گذشته ، و در امشب خوابى ديدم كه مرا به هول انداخت و ترسانيد . گفتم :
بگو ببينم كه چه ديدى ؟