ملايمت و انصاف و مروّت از طرفين . تا آنكه نصف بيشتر شب گذشت و محمّد بيك برخواست و به اندرون خانه ، نزد حرم خود برفت ، و در آن اوقات ناخوشى و با در بغداد و توابع آن شدّتى داشت و مردم خائف و هراسان بودند . من هم برخاستم و در اطاق خود را بستم و بر فراش خود دراز كشيدم لكن واهمهء و با خواب از چشمم ببرد و نزديك به سه ساعت خود را فى الجمله منصرف كرده تا آنكه حالت نعاسى طارى گرديد . ناگاه آواز در اطاق بلند شد كه كسى آنرا به شدّت مىكوبيد بهطورى كه از دهشت بر خود لرزيده گفتم :
كيستى ؟ ديدم آواز محمّد بيك بلند گرديد كه در را بگشا .
برخاستم و در را گشودم . داخل گرديد . او را مضطرب و لرزان و هراسان ديدم بهطورى كه رنگش متغيّر و رويش زرد و اعضايش متحرّك و زبانش گرفته و بدنش عرقآلود بهحدّى كه در سر و رويش مانند ميزاب عرق جارى بود . چون اين حالت را در او ديدم ، گمان آن كردم كه بعض عيال و اطفال و اهل خانهء او مبتلاى به و با شده است . پس از او پرسيدم كه :
تو را چه مىشود ؟ مگر كسى از اهل را و با زده كه به اين زودى به اين حالت مراجعت نمودى ؟ چون اين سخن بشنيد ، آه جانسوزى از جگر كشيد و گفت : كاش جميع اهل خانه من مبتلاى به و با مىشدند و نمىديدم آنچه را كه ديدم . به او گفتم : مگر چهچيز ديدهاى ؟
گفت : بدان كه چون از نزد تو برخاستم و به حرم خانه خود رفته بر فراش خود خوابيدم و مرا خواب درربود ، ناگاه در خواب ديدم كه قيامت قيام كرده و خلق اوّلين و آخرين محشور شدهاند و شدايد روز قيامت و وقايع آن بهطورى كه خداى عزّ و جلّ در كتاب كريم خود وصف كرده و فرموده :
وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ
« 1 » ، ظاهر گرديد و ديدم از اهل آتش و عذاب فوجهايى را كه مختلف بود احوال آنها . فوجى را ديدم كه آب چشم و مخ استخوانهاى آنها از شدّت حرارت سيلان مىكند و فوج ديگر را ديدم كه زنجيرها از آتش در گردنهاى ايشان كردهاند و ملائكه آنها را به جهنم مىكشند و همچنين هريك به عذابى معذّب بودند و ديدم ساير مردم را كه ضجّه و صيحه مىزدند و
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 2 : « چون هنگامهء آنروز بزرگ را مشاهده كنيد هر زن شيرده طفل خود را از هول فراموش نمايد و هر آبستن بار رحم خود را بيفكند و مردم را از وحشت آنروز بى خود و مست بنگرى در صورتى كه مست نيستند و ليكن عذاب خدا سخت است » .