تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
پس آن بزرگوار در مقام خطاب و مؤاخذه و عتاب او برآمد و جمله [ اى ] از زلّات و عثرات او را ذكر نمود و ملامت و مذمّت فرمود و در همهء آن حال نادر شاه را حالت سكوت و تسليم و انفعال بود تا آن حضرت فارغ گرديد . پس نادر شاه سر برداشت و عرض كرد كه : يا ولى اللّه ! آيا مرا اذن و رخصت هست كه كلام مختصرى معروض دارم . فرمود بگو : عرض كرد كه : يا امير المؤمنين ! آنچه فرمودى و زياده بر آن اعتراف و اقرار دارم بلكه عثرات و زلالت خود را حصر نتوانم و نشمارم ؛ لكن با وجود همهء آنها كارى ديگر هم كرده‌ام كه ميخ بر چشم اعداى تو كوبيده‌ام و چشم ناصبيان و دشمنان شيعيان تو را به آن كور كرده‌ام . فرمود آن چه‌چيز است ؟ عرض كرد كه : تعمير اين قبه و ايوان و تذهيب آن به‌طورى كه شعاع آن عرصهء فضاى امكان را روشن و نورانى گردانيده . چون آن جناب اين سخن را بشنيد متوجه به كسانىكه اطراف او بودند گرديد و فرمود : راست مىگويد اين مرد . او را به آن مكانى كه در جزاى عمل او آماده شده بريد . پس آن گروه او را برداشته [ و ] به آن موضعى كه آن بزرگوار اشاره به آن نمود او را رسانيدند . سيد مذكور مىگويد كه : من هم در اثر آن جماعت دويدم تا آنكه به باغستانى رسيدم . ديدم او را داخل بستان كردند . پس من هم در عقب ايشان داخل شدم . فو اللّه العظيم باغى مشاهده كردم كه مانند آن نديده بودم و در وصف و مدح آن زبان من عاجز است . نادر شاه را ديدم كه به لباس‌هاى فاخر سلطانى مخلّع گشته و بر تختى سلطانى نشسته . پس پيش رفته بر او سلام كردم و جواب شنيدم و او را تهنيت گفته به آواز روح مزاح گفتم كه : از فراست تو تعجب كردم كه خود را به اين‌طور از عقوبت اين معاصى و عثرات بزرگ مستخلص نمودى و به اين سخن پسنديده به اين مقام بلند رسانيدى . جواب گفت كه : اى سيد جليل ! من اين كلام را نگفتم و عرض نكردم به جد بزرگوار تو و آقا و مولاى خود امير المؤمنين عليه السّلام مگر از روى راستگويى و حقيقت‌جويى . گفتم چنين است « 1 » .

واقعهء دوازدهم [ مكاشفه‌اى كه آن را جمعى بسيار نقل كرده‌اند از شيخ طريحى در كتاب منتخب از زيد نسّاج ]

مكاشفه‌اى كه آن را جمعى بسيار نقل كرده‌اند از " شيخ طريحى " در كتاب " منتخب " از " زيد نسّاج " كه او گفت : « در همسايگى من مرد پيرى كه در او آثار صلاح و تقوى ظاهر و
هامش
( 1 ) . إكسير العبادات فى اسرار الشهادات ، ج 1 ، ص 454 ، 456 ، المقدمة التاسعة .