" مرحوم حاجى ملّا محمّد نورى " كه خيلى مقدّس و در اواخر به مرض فالج گرفتار بود او هم به همين عالم ظاهر بيدارى ديده بود آن مرحوم را . و تاريخ گذشته بود و مطابق بود با تاريخ وفات آن مرحوم . غفر اللّه له و لنا بالحسين و آبائه عليهم السّلام .
مؤلف گويد : مصدّق ايندو مكاشفه منامهاى است كه از براى جناب مستطاب ، ورع كامل و ثقهء عادل " حاج ملّا ابو الحسن مازندرانى الاصل " حايرى مسكن كه از جمله معاريف مجاورين است وقوع يافته ، و بيان آن از قرارى كه عدل و ثقه و زبدهء اخيار " مرحوم حاج يوسف خان بن سپهدار - البسه اللّه حلل الانوار - از او نقل كرد اين است كه گفت :
خواب ديدم كه از سمت بغداد كهنه به بغداد نو مىروم . چون از براى عبور از شط وارد جسر شدم خاقان مبرور ، فتحعلى شاه را ديدم كه از سمت بغداد نو به بغداد كهنه مىآيد . او هم سوار ، با لباس و تاج و جيقه و ساير زينتهاى سلطانى كه او را با آنها در تهران ديده بودم از طرف مقابل با جماعتى از طايفهء نسوان كه از عقب او مىآمدند وارد جسر گرديدند .
چون در وسط جسر به او رسيدم جلو اسبش را محكم چسبيده از او پرسيدم : بر تو چه گذشت ؟ فرمود : آخوند دست بردار . گفتم : دست برنمىدارم . بگو . ثانيا همان شنيدم . ثالثا باتندى تمام گفت : آخوند دست بردار . گفتم : مىدانم كه مردهاى . ديگر از تو نمىترسم و تا نگويى دست برندارم . چون اين بشنيد لمحه [ اى ] سر به زير انداخته ساكت گرديد . پس از آن سر برداشت و گفت : بدان كه چون مرا قبض روح كردند و به محضر داور بردند امر شد كه مرا به محضر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بردند .
چون به نزد آن سرور بردند ديدم آن جناب را كه در صحرايى وسيع الفضاء ايستاده و بر دو طرف يمين و يسار او صفى مستطيل مشتمل بر جمعى كثير بسته شده . پس اهل ايران نزد پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه و آله حقوق خود را بر من ثابت كرده ، آن بزرگوار غضبناك بر من نگريست و امر به كشيدن به سوى جهنم و نار فرمود . ملائكه غلاظ شداد مرا گرفته كشانيدند و هرقدر استغاثه و الحاح كردم از من نشنيدند . ناگاه ديدم شخصى را كه از صف طرف يمين خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله به واسطهء چند نفر بيرون آمده در برابر آن سرور ايستاده لسان به شفاعت گشود . از او اصرار و از آن بزرگوار انكار تا آنكه بر آن جناب حجّت گرفت و آن بزرگوار ديگربار امر بر احضار من فرمود و مرا برگردانيده و در محضر شريف او بداشتند .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 703
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٧٠٣