و نيز محمّد بن على در كتاب كفايه ، به سند خود از صالح بن سندى اين حديث را روايت كرده « 1 » .
دليل دوازدهم ، نص حضرت رضا عليه السّلام بر امامت آن بزرگوار است .
صدوق رحمه اللّه در كتاب عيون روايت كرده به اسناد خود از ابن محبوب كه : « حضرت رضا عليه السّلام فرمودند به من لابد است از وجود فتنه شديدى . يعنى غيبت قائم عليه السّلام كه همهء خواص و اهل سريره به آن فتنه مبتلا شوند . و اين در وقتى باشد كه شيعهء ما ، امام سوّمين از اولاد مرا كه امام حسن عسكرى باشد مفقود كنند كه همه اهل آسمانها و زمين و هر مرد و زن دلسوخته و حزين بر او بگريند . پس فرمود : پدر و مادرم فداى همنام و شبيه جدم و شبيه موسى بن عمران باد ، كه در بر او لباسهاى قدس و خلعتهاى ربّانى هست كه از جيوب آنها انوار فضل و هدايت پرتو اندازند . چه بسيار است مؤمنه دلسوخته و مؤمن متأسّف و متحيّر ، در فقدان آن آب صافى ، يعنى قائم . گويا به ايشان نظر مىكنم مأيوس كه ايشان را ندا نكردهاند به ندايى كه از دور شنيده شود ، چنان كه از نزديك شنيده شود . قائم ما بر مؤمنين رحمت و بر كافران عذاب و نقمت خواهد بود » « 2 » .
و اين حديث را در كتاب اكمال خود نيز روايت كرده « 3 » .
چنان كه آن جناب در هردو كتاب روايت كرده به اسناد خود از دعبل خزاعى كه گفت :
انشاء نمودم در محضر حضرت رضا عليه السّلام قصيده خود را كه اولش اينست :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
تا آنكه گفته :
خروج امام لا محالة خارج * يقوم على اسم اللّه و البركات
يعنى : خانوادهء اهل بيت رسالت مدارسهاى آياتى است كه از تلاوت كردن خالى مانده و محل نزول وحى است كه معطل مانده . خدا نزديك كند خروج امامى را كه لابد خروج خواهد كرد و قيام خواهد نمود بنام خدا ، و بركات و حق و باطل را جدا خواهد كرد و بر خوبىها و بدىها جزا خواهد داد . دعبل گويد : چون اين دو بيت را خواندم ، آن حضرت
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 265 و 266 .
( 2 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 6 ، باب 30 ، ح 14 .
( 3 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 370 و 371 .