تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

دليل يازدهم ، نص موسى بن جعفر عليهما السّلام است بر امامت آن بزرگوار .

صدوق رحمه اللّه در كتاب علل الشرايع روايت كرده بسند خود از على بن جعفر عليهما السّلام ، از برادر خود موسى بن جعفر عليهما السّلام كه آن حضرت فرمود : « در وقتى كه امام پنجمين از اولاد امام هفتمين مفقود گرديد ، در خصوص دين خود به خدا توكل كنيد كه شما را از دين خود زايل نكنند . بعد از آن فرمود : اى پسر من ! صاحب اين امر را لابد است از غيبتى ، تا آنكه به سبب آن غيبت ، كسانىكه به وجود آن حضرت اعتقاد كرده‌اند از اعتقاد خود برگردند . و غيبت آن حضرت امرى و امتحانى است كه خدا با آن بندگان خود را امتحان فرمايد . هرگاه آباء و اجداد شما دينى بهتر از اين مىدانستند ، پيروى آن دين مىكردند . عرض كردم : پنجمين از اولاد هفتمين كيست ؟ فرمود : اى پسر ! عقول شما از ادراك حقيقت اين خبر قاصر است و سينه‌هاى شما از حمل آن تنگ . لكن اگر زنده بمانيد ، به زودى او را خواهيد يافت » « 1 » . و نيز صدوق در اكمال ، اين حديث را به اسناد خود از سعد ، و طوسى در كتاب غيبت آن را به اسناد خود از على بن جعفر روايت كرده ، و محمّد بن ابراهيم در غيبت خود ، از كلينى به سند خود ، از على بن جعفر نيز روايت نموده « 2 » . و نيز صدوق در كتاب اكمال ، بسند خود از يونس بن عبد الرحمن روايت كرده كه عرض كردم به موسى بن جعفر عليهما السّلام كه : يابن رسول اللّه ! آيا تويى قائم به حق ؟ فرمود : « من قائم به حق هستم و لكن قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاك و عارى كند و آن را پر از عدل كند هم چنان‌كه پر از جور شده باشد ، آن امام پنجم است از اولاد من كه او را به سبب خوف ، غيبتى باشد طولانى ، كه به سبب آن بعضى از دين خارج شوند و برخى بر آن ثابت مانند . بعد از آن فرمود : گوارا باد شيعيان را كه در زمان غيبت او چنگ به محبت ما زده ، و در دوستى ما و دشمنى دشمنان ما ثابت قدمند . ايشان از ما هستند و ما از ايشان . ايشان به امامت ما راضى و ما به شيعه بودن ايشان مسرور هستيم . خوبى باد مر ايشان را . به خدا قسم كه ايشان روز قيامت در درجهء ما هستند » « 3 » .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 244 و 245 ، باب 179 ، ح 4 . ( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 360 ؛ غيبت طوسى ، ص 166 و 167 ؛ غيبت نعمانى ، ص 154 ، باب 10 ، ح 11 . ( 3 ) . همان ، ص 361 .