ابى طالب عليه السّلام به عبارت « السلام عليك يا امير المؤمنين » سلام كرد و بعد از آن بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سلام كرد و گفت : « السلام عليك يا رسول اللّه و حبيبه » .
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن پرسيد : تو كيستى و چه حاجت دارى و سبب آنكه در اول امر ، بر على عليه السّلام سلام كردى پيش از من چه بود ؟ گفت : يا رسول اللّه ، منم " هامان " وزير فرعون و سبب آنكه اول بر على بن ابى طالب عليه السّلام سلام كردم آن است كه چون او را ديدم ترسيدم . زيرا من او را به صورت و صفت مىشناسم چرا كه هروقت كه موسى و هارون به معجزات و خوارق عادت بر ما غالب مىگرديدند مىديديم كه اين جوان ايشان را كمك مىكند و ديدم او را در آنوقت كه در دريا غرق شديم و موج ما را فروگرفت .
و امّا حاجت من ، پس آن است كه من از اهل تابوت هستم در آتش جهنم كه هرگاه سر آن تابوت را مىگشايند عذاب اهل جهنم به آن شدّت مىشود بهطورى كه صيحه مىزنند و به خدا پناه مىبرند از آن ، و من امروز ملائكهء عذاب را به خدا قسم دادم كه يك دقيقه مرا مهلت دهند كه با خدا مناجات كنم . چون مهلت دادند خدا را به تو يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و برادرت امير المؤمنين و دخترت فاطمه و اولاد امجاد عليهم السّلام قسم دادم كه مرا اذن و قدرت آن دهد كه به خدمت تو برسم . و مرا از براى آنكه سبب عبرت ديگران شوم اذن و قدرت داده كه خود را با اين صورت به محضر تو درآوردهام و مىدانم كه خلاص شدن من از جهنم محال است ؛ زيرا كه كلمه خدا سبقت گرفته و قضاى خدا جارى شده بر آنكه كفار مخلّد در نار باشند . لكن از تو سؤال مىكنم يا رسول اللّه كه از خدا سؤال كنى كه مرا از آن تابوت خلاص كند و مانند ديگران در مواضع ديگر جهنم عذاب نمايد .
چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اين شنيد فرمود : من جرأت بر آن ندارم كه قضا و قدر خدا را تغيير دهم . به مكان خود برگرد . پس اژدها از نظر مردم غايب گرديد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله متوجه به سوى ابو بكر شد و فرمود : يا ابا بكر ! بپرهيز از اينكه از اهل آن تابوت شوى . چون ابو بكر اين سخن بشنيد بر خود پيچيد و از مجلس ، متغير الحال برخاست و دست خود را به دندان گرفته به سوى منزل خود متوجه گرديد در حالتى كه عرق از سر و روى او بر قدم او جارى بود تا آنكه در منزل خود قرار گرفته ، به زوجه خود اسماء بنت عميس گفت : خنجر يا شمشير بياور تا آنكه من خود را بكشم و از اصحاب تابوت نشوم .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٦٨٧