و كبش و كيسر و مهتور و عيار و مصطلم و مستصعب و علّام و رهبانى و خليع و يسار و مترف و كديد و اكژ و مسرف و اكلب و وشيم و صلام و غيوق است .
و قبهء خاكسترىرنگ در بيابان سرخرنگ بنا شد ، در عقب آنها قائم به حق در ميان اقاليم ، نقاب غيبت از روى خود بردارد و مانند ماه درخشنده در ميان ستارههاى درّى ظاهر گردد . بدانيد كه از براى ظهورش ده علامت باشد : اوّل آنها طلوع ستارهء دمدار است در نزديكى ستارهء جدى . پس هرجومرج پرفتنه و شر واقع شود و اينها علامت ارزانى نرخها باشد . و از علامتى تا علامت ديگر امور عجيبه واقع شود . چون اين ده علامت وقوع يابد ماه نورانى - يعنى قائم عليه السّلام - ظاهر شود و كلمهء اخلاص و مقام توحيد براى خدا لايح گردد » « 1 » .
و در روايت اصبغ بن نباته آن حضرت فرمود : « سلوني قبل أن تفقدوني ؛ يعنى از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد . زيرا كه به راههاى آسمانها از همه داناترم و به راههاى زمين از اهل عالم بيناترم . منم بزرگ اهل دين و امير المؤمنين و امام متّقين و مجارى مردمان در يوم الدين . منم قاسم نار و خازن جنان و صاحب حوض و اعراف و ميزان . نيست از ما امامى مگر آنكه به جمع اهل ولايت و محبّت خود دانا و بينا است و اينست معنى آيهء
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 2 » .
پس بپرسيد از من پيش از آنكه نيابيد و پيش از آنكه فتنهاى كه از سمت مشرق ظاهر شود پاى خود را بردارد در حال حيات و بعد از ممات و بر بالاى مردم گذارد و همه را پايمال نمايد ، و آتش فساد با هيزم بسيار در سمت مغرب زمين شعلهور شود و با آواز بلند بگويد : واى بر حال مردم از شرّ من ! بايد از آنجا بكوچند يا آنكه مانند كوچيدن كنند .
چون غيبت قائم عليه السّلام طول كشد گويند كه : او مرد و يا هلاك شد و به كدام بيابان مفقود گرديد . تا آنكه مىفرمايد : بدانيد كه از براى آن - يعنى ظهور قائم عليه السّلام - علاماتى هست چند ، اوّل آنها محاصره كوفه باشد با خندق و نگهبان ، و پاره كردن مشكهاى آب در كوچههاى كوفه ، و تعطيل مساجد تا چهل شب ، و ظاهر شدن هيكل ، و جنبيدن بيرقها در اطراف
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 213 - 217 ، باب ما جاء عن امير المؤمنين عليه السّلام ، ح 1 .
( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 7 : « . . . تنها وظيفهء تو اندرز و ترسانيدن خلق ( از نافرمانى خدا ) است و هر قومى را از طرف خدا راهنمايى است » .