خائنان پيروى كنند . و ديدى كه حكّام شرع ميراث را به قيّم فاسق سپارند و يا آنكه فاسق ورثه را به آن مسلّط كنند . و ديدى كه در منابر امر به تقوى نمايند و خود به آن عمل نكنند .
و ديدى مردم را كه به اوقات نماز استخفاف كنند و آن را سهلانگارند .
و ديدى كه وجوه برّ [ - صدقات شرعيه ] را به توسط ديگران به فقرا دهند و در آن قصد قربت نباشد ، يعنى باعث دادن ، اجابت واسطه باشد نه تقرّب به خدا ، و آن را پس از اصرار و ابرام فقير دهند و خودشان ابتدا به دادن نكنند . و ديدى مردم را كه همّت بر دفع شهوت و عزوبت گماشتهاند ، و حرام و حلال را فرق نگذارند ؛ و دنيا را ديدى كه به ايشان رو آورد ؛ و آثار حق را ديدى كه مندرس شود .
چون اين علامات كه ذكر شد مشاهده كنى از عذاب خدا درحذر باش ، و مردم را مستوجب غضب خدايى بدان ، و ايشان را مهلت نداده مگر به ملاحظه و ارادهء امرى . پس منتظر ورود آن امر بشو و در ديندارى كوشش كن ، تا آنكه خدا تو را به غير حالت مردم بيند ، تا آنكه اگر عذاب بر ايشان نازل شود و در ميان ايشان باشى بر تو رحمت باشد و بر رحمت تعجيل كرده باشى ، و اگر در ميان ايشان نباشى ايشان مبتلا شوند و تو سالم مانى ، و خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نكند و رحمتش به ايشان نزديك است » « 1 » .
و در بحار از جامع الاخبار از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده كه : « چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله واجبات حجّة الوداع را بجا آورد ، و از براى وداع به وداعگاه كعبه آمده از حلقهء درش گرفته به آواز بلند فرمود : ايّها النّاس ! پس اهل مسجد و بازار بر او جمع شدند . فرمود :
خبر مىدهم به شما امورى را كه بعد از اين مىشود . بايد حاضران به غايبان برسانند . پس از آن گريست بطورى كه حضّار گريستند .
چون ساكت شد فرمود : بدانيد مثل شما در اين روز تا به صد و چهل سال بعد از اين برگى است كه در آن خار نباشد . بعد از آن تا دويست سال خار و برگ هردو باشد . بعد از آن خار باشد بدون برگ ، زيرا ديده نشود مگر پادشاه جائر و ظالم يا مالدار خسيس و بخيل يا عالم راغب به دنيا يا فقير دروغگو يا پير فاجر يا طفل بىحيا يا زن احمق . بعد از آن گريست .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 36 - 42 ، ح 8 ، حديث ابى عبد اللّه عليه السّلام مع المنصور .