امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : سفيانى و اتباعش ، تمامى در آنروز كشته شوند حتى آنكه يك نفر هم نماند كه خبر كشتگان ايشان برد و نااميد در اينروز كسى باشد كه از غنيمت و اموال " كلب " - كه قبيله خالوهاى سفيانى باشد - محروم گردد . پس آن حضرت به سوى كوفه برگردد و در آنجا مسكن كند و غلام مسلمى را نگذارد مگر آنكه خريده [ و ] آزاد نمايد ، و مديونى نماند مگر آنكه دين او را ادا كند ، و هيچ مظلمهاى در گردن كسى نماند مگر آنكه به صاحب آن رد نمايد ، و هيچ بندهاى از كسى كشته نشود مگر آنكه ديهء آن به وارثش رد شود ، و هر مديونى كه كشته شود دين او را ادا كند و عيال او را مورد عطا نمايد ، و به اين طورها سلوك كند تا آنكه زمين را پر از عدلوداد فرمايد بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد ، و آن حضرت و اهل بيت او در محله " رحبه " از محلات كوفه سكنى كند كه مسكن نوح عليه السّلام در آنجا بوده و زمين پاك و پاكيزه است ، و هيچ مرد از آل محمّد ساكن نشود و كشته نگردد مگر در زمين پاك و پاكيزه » « 1 » .
در كتاب بحار از كتاب " غيبت " از " كعب الاحبار " روايت كرده حديثى [ كه ] در آخر آن گفته كه : « كعب الاحبار گفت : تعجّب دارم در خصوص كسىكه شك كند در خصوص قائم و مهدى عليه السّلام كه زمين را به غير از اين زمين بدل كند ، و عيسى عليه السّلام با او بر نصاراى روم و چين احتجاج نمايد . قائم عليه السّلام از نسل على عليه السّلام است و شبيهترين خلايق است به عيسى بن مريم عليه السّلام از جهت خلق و خلقت و علامت و هيئت ، و خداوند عزّ و جلّ به او عطا كند هر چيز را كه به پيغمبران داده و عطاى او را از ايشان زياده كند ، و او را از ايشان افضل گرداند به اينكه از اولاد على عليه السّلام باشد ، و او را غيبتى باشد مانند غيبت يوسف عليه السّلام و رجعتى باشد مانند رجعت عيسى بن مريم عليه السّلام .
پس از غيبت ظهور كند با طلوع ستارهاى ديگر ، و در وقت ظهورش شهر رى خراب شود و بغداد به زمين فرورود و سفيانى خروج كند ، و بنى عباس و جوانان ارمنيّه و آذربايجان باهم محاربه و قتال نمايند و چندين هزاران در اين محاربه كشته شود ، و هركس از قبضهء شمشير خود گيرد و از غلاف كشد و بيرقهاى سياه در بالاى سرش مىجنبد ، و
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 64 - 66 ، در ذيل تفسير آيه 148 سوره بقره .