پس مشتبه نشود صدايى كه از آسمان به نام و ظهور او مىرسد .
و بپرهيز از تابع شدن به پارهاى سادات آل محمّد عليهم السّلام كه ادّعاى سلطنت مىكنند .
زيرا كه سلطنت آل محمّد عليهم السّلام يك بار خواهد شد و براى ديگران بارها است . پس به هر كس از آل محمّد عليهم السّلام كه مدعى سلطنت است متابعت نكن تا آنكه ببينى از اولاد حسين عليه السّلام مردى را كه عهدنامهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بيرق و اسلحه آن حضرت نزد او است .
زيرا كه آن عهدنامه از حسين عليه السّلام به على بن الحسين عليه السّلام و از او به امام محمّد باقر عليه السّلام و . . . ، بعد از آن خداى تعالى هرچه مىخواهد مىكند .
پس هميشه با آن جماعتى كه عهدنامه و بيرق و اسلحه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در نزد ايشان است متابعت كن و بپرهيز از كسانىكه ذكر شد . پس ، از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله به مردى متابعت كن كه با سيصد و سيزده مرد و بيرق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عزم مدينه از مكه بيرون مىآيد تا آنكه به " بيدا " مىرسند و آن بيابانيست در بين الحرمين . در آنجا گويد كه : اين بيابان مكان قومى است كه ايشان را فروخواهد كشيد و اينست معنى آيهء شريفهء
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ * أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ
« 1 » ؛ يعنى : آيا مأمونند كسانىكه از روى مكر گناه مىكنند از اينكه زمين فروبرد ايشان را يا آنكه عذاب دريابد ايشان را بهطورى كه ملتفت نشوند يا آنكه عذاب بگيرد ايشان را در حال اشتغال ايشان به كارهاى خودشان . پس نباشند ايشان عاجزكنندگان .
چون به مدينه برسد " محمّد بن شجرى " را مانند يوسف از زندان بيرون آورد . پس از آن به كوفه آيد و در آنجا مكث كند آنقدر كه خدا خواهد تا آنكه مسلّط گردد . بعد از آن با اصحاب خود به " عذرا " آيد در حالتى كه جمعى كثير به او ملحق شوند و سفيانى در آن روز در وادى رمله باشد . پس دو لشكر با يكديگر ملاقات كنند و آنروز ، روز تغيير و تبديل است . زيرا كه جمعى از شيعيان آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه در لشكر سفيانى باشند آنروز ، به آن حضرت [ ملحق شوند ] ، و جمعى از دوستان آل ابى سفيان كه در لشكر آن حضرت باشند ، به سفيانى ملحق شوند .
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيات 45 و 46 .