تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
اولاد مرا بكشند و عهد و پيمان مرا در خصوص ايشان مراعات نكنند و حرمت مرا ملاحظه ننمايند كه در كارهاى خود از خدا بترسند . به‌درستى كه بنى عباس را روزى باشد مانند روز زوال دولت ، و ايشان را در آن‌روز ناله‌اى باشد مانند نالهء زن حامله در وقت زاييدن . واى بر تابعان بنى عباس ! از جنگى كه در ما بين " نهاوند " و " دينور " خواهد شد و اين محاربهء فقراى شيعيان على باشد . بزرگ‌شان مردى است از اهل " همدان " . اسم وى با اسم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، منعوت و موصوف است . مردى است مستوى الخلقه ، خوش‌خلق ، رنگش تر و تازه ، در صدايش چيزى است مانند خنده ، مژگانش بسيار ، گردنش پهن ، مويش كم ، بيخ دندانش از هم جدا . چون سوار اسب شود به بدرى ماند كه از زير ابر ديده شود . لشگرش جمعى باشند بهترين جماعات در تصديق دين خدا و خضوع و خشوع و تقرب ، پهلوانند از عرب كه آن روز به شدّت حرب رسند و بر دشمنان ظفر يابند و مر دشمنان راست آن‌روز هلاك و فنا » « 1 » . مؤلف گويد : ذكر اين خبر با انتهاى سلسله سند آن به " عمر بن سعد - لعنة اللّه عليه - از براى آن است كه دانسته شود اتفاق مؤالف و مخالف بر وجود و غيبت و خروج قائم عليه السّلام . چنان كه مجلسى رحمه اللّه به آن اشاره كرده و شايد كه غرض حضرت از اخبار اين فقرات به آن ملعون ، اتمام حجّت و تعريض به خود آن مردود شده باشد ، و اللّه العالم « 2 » . در همان كتاب روايت كرده به طريق مسند از " ابن نباته " از على عليه السّلام كه فرمود : « بعد از صد و پنجاه سال بيايند اميران كافر و امينان خائن و عارفان فاسق . تاجران بسيار باشند و ربح كم و اخذ ربا فاش و اولاد زنا بسيار . معروف منكر گردد و شأن اموال بزرگ نمايد ، زنان به زنان و مردان به مردان اكتفا كنند . پس مردى به آن حضرت عرض كرد كه در آن زمان چه بايد كرد ؟ فرمود كه : بايد گريخت . بايد گريخت . به‌درستى كه خداى تعالى عدالت را براى اين امت گسترانيده مادام كه قاريان به أمرا ميل نكنند و نيكوكارانش از فجور نهى نمايند . پس اگر ايشان از نيكوكاران نشنوند و از ايشان نفرت نمايند و « لا إله الّا اللّه » گويند ، خداوند در عرش خود گويد كه : دروغ گفتند در اين كلمه » « 3 » .
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 147 - 149 ، باب 10 ، ح 5 . ( 2 ) . توضيح : در پاورقى غيبت نعمانى ، ص 147 ، بيان از محقق آن آقاى على اكبر غفّارى ، آمده است : كلام مرحوم مؤلف در توضيح حديث بىربط است . ( 3 ) . غيبت نعمانى ، ص 248 و 249 ، باب 14 ، ح 3 .