تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
چون اين بشنيدم بر دامن ايشان چسبيدم و تضرّع و الحاح كردم كه مرا هم با خود به آن درگاه بريد . جواب گفتند كه : اين كار بسته به اذن آن بزرگوار است و چون مأذون نفرموده ما را جرأت اين جسارت نباشد . گفتم : مرا به آن مقام برسانيد [ و ] پس از آن استيذان نماييد . اگر مأذون فرمودند شرفياب مىشوم و الّا عود مىنمايم ، و در اين‌قدر به غير از اجر اجابت بر شما چيزى نباشد . باز هم امتناع كردند . بالاخره چون تضرّع و الحاح را از حد گذرانيدم ترحّم كرده و منّت گذاشته اجابت نمودند . پس با تعجيل تمام ، سدر و كافور به ايشان تسليم كرده و دكان را بسته با ايشان روانه شدم تا آنكه به ساحل درياى عمان رسيدم و ايشان بدون منّت كشتى ، بر روى آب حباب‌وار روانه شدند و من ايستادم . پس ملتفت من شدند و گفتند كه : مترس . خدا را به حق حضرت حجّت عليه السّلام قسم ده كه حفظ نمايد . پس بسم اللّه گفته روانه شو . چون اين شنيدم خدا را حفظ [ - در ذهن ] خود به حق حضرت حجّت عليه السّلام قسم داده بر روى آب - مانند زمين خشك - در عقب ايشان روانه گرديدم تا آنكه به قبه دريا رسيديم . ناگاه ابرها به هم پيوسته ، آغاز باريدن نمود . اتفاقا من در روز خروج از بصره صابونى پخته بودم و آن‌را در بالاى بام از براى خشك شدن بر آفتاب گذاشته بودم . چون مشاهده باران كردم به خيال صابون افتاده خاطرم پريشان گرديد . پس پاهايم در آب فرو شد و به قوهء شناورى خود را از غرق حفظ كرده ؛ لكن از همراهان بريدم . چون ايشان ملتفت من شدند و مرا با آن حالت ديدند رو به عقب برگرديدند و دست مرا گرفته از آب بيرون كشيدند و گفتند : در خصوص آن خطره‌اى [ كه ] بر خاطرت عارض شد توبه كن و تجديد قسم نما . پس توبه كرده ديگربار خدا را در حفظ [ - ذهن خود ] به حق حضرت حجّت عليه السّلام قسم داده باز روانه گرديدم تا آنكه از دريا به ساحل رسيدم و از ساحل راه مقصود را بريديم . لكن در دامنهء بيابان چادرى مشاهده كرديم كه مانند شجرهء طور نور آن عرصه ، آن فضا را نورانى كرده . همراهان گفتند كه : تمام مقصود در اين سراپرده مىباشد . پس با ايشان به نزد آن چادر رفتيم و نزديك به آن درنگ نموديم و يك نفر از ايشان از براى استيذان داخل آن چادر شد و در باب آوردن من با آن بزرگوار - به‌طورى كه كلام آن حضرت را شنيدم و شخص او را به جهت حايل بودن چادر نمىديدم - سخن در ميان آورد .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 448 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان