و امّا " ابو الخطاب محمّد بن ابى زينب اجذع " ؛ پس او ملعون است و اصحاب او ملعونند . پس مجالست نكن با اهل مقاله آنها . زيرا كه من از ايشان بيزارم و پدران من عليهم السّلام از آنها بيزارند .
و امّا كسانىكه اموال ما را سلب مىكنند ؛ پس هركس چيزى از اموال ما را بر خود حلال كند و بخورد پس او آتش خورده باشد .
و امّا خمس ؛ پس آن را مباح كرديم از براى شيعيان خود و قرار داده شدند در آن بر حلّيت تا وقت ظهور امر ما ، از براى آنكه اولاد ايشان پاكيزه و حلالزاده شوند و خبيث و حرامزاده نگردند .
و امّا پشيمان شدن آن كسانىكه در دين خدا شك نمودند از اينكه به ما صله نمودند ؛ پس ما اقاله كرديم كسانى را كه طلب اقاله نمودند . زيرا كه ما حاجت نداريم به صله كردن كسىكه در حق ما شك كرده .
و امّا سبب وقوع غيبت ما پس خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
« 1 » ؛ يعنى : اى كسانىكه ايمان آوردهايد سؤال نكنيد از چيزهايى كه اگر ظاهر گردد از براى شما خوش نيايد شما را . بهدرستى كه نبود از پدران من احدى مگر اينكه واقع شد در گردن او بيعتى از طاغيه زمان او و من خروج خواهم نمود و حال آنكه در گردن من بيعت احدى از طواغيت نباشد .
و امّا وجه انتفاع در حال غيبت ؛ پس مانند انتفاع از آفتاب باشد در وقتى كه ابر آنرا از نظرها غايب كند . بهدرستى كه من امان باشم از براى زمين چنانكه ستارگان امان باشند از براى اهل آسمان . پس ببنديد درهاى سؤال را از چيزى كه فايدهء از براى شما ندارد ، و زحمت و كلفت دانستن چيزى را كه از شما نخواستهاند متحمل نشويد و بسيار كنيد دعا به تعجيل فرج را ؛ زيرا در آن باشد فرج شما و السلام عليك يا " اسحاق بن يعقوب " و على من اتبع الهدى » « 2 » .
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 101 .
( 2 ) . احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 542 - 545 ، ح 344 .