تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
مىخواهيد ، پس رجوع به كسى كنيد كه داراى شرايط اجتهاد باشد » . [ كلام سيد رشتى از رسالهء حجة البالغه ] تمام شد . و از اين كلام دانسته شد كه اطلاق " نايب عام " هم بر " ركن " مىنمايند ؛ زيرا كه نايب امام است در همهء امور شرعى و ايجادى به اعتقاد ايشان ، نه در خصوص علم فقه ، چنان‌كه دانسته شد كه خان كرمانى از " نايب عام " تعبير به " نقيب " كرد ، و از " نايب خاص " به " نجيب " ، و دانسته شد كه مراد " سيد رشتى " هم از اين نايب عام ، [ كه ] ركن رابع باشد خود ايشان است ، چنان‌كه خان كرمانى تصريح به آن نمود . پس مراد خان هم خود ايشان باشد و " سيد رشتى " در اين مقام اگرچه زياده بر اينكه ركن نايب امام است ، در همه امور نگفته و حكم منكر آن‌را بيان نكرده لكن در مقام ديگر از رسالهء " حجة البالغه " بعد از ذكر مقدمات چند ، مىگويد : « انكار باب ، انكار امام است و انكار امام انكار پيغمبر است و انكار پيغمبر انكار خدا مىباشد و انكار خدا كفر است و منكر باب - من حيث كونه بابا - خارج از مذهب اسلام و مخلّد در آتش جهنم است - على الدوام - تا آنكه مىگويد : منكر اين باب مخلد است در جهنم ، خلودا سرمديا » . بلكه " خان كرمانى " در كتاب " ارشاد العوام " خود مىگويد : « انكار پيغمبر باعث كفر مىشود و بدتر از انكار خدا باشد ، و انكار امام كفر و بدتر است از انكار پيغمبر ، و انكار اين ركن بدتر است از انكار امام و باعث كفر باشد » « 1 » . پس اى عزيز ، به صراحت اين كلمات نظر كن و گول اينكه " خان " در " هداية الطالبين " مىگويد : مراد ما از ركن رابع ، مجتهد است و در محافل عام هم خود يا اتباع ايشان به اين معتذر مىشوند ، مخور . زيرا حقير خداوند را شاهد مىگيرم كه در اين باب غرضى غير از اداء تكليف و ارشاد بندگان خدا ندارم و از روى تعصب - مانند بعضى - سخن نمىگويم و اجتماع بندگان خدا را بر كلمهء حق ، بر اعتبارات دنيويه مقدم مىدارم و از ذكر اين كلمات - بلكه تأليف اين كتاب - غرضى غير از اعلان كلمهء اسلام ندارم . لهذا پاره‌اى از كلمات اين طايفه را از براى تو ذكر نمودم و مانند آنها را هم بيان كردم كه خود رجوع نمايى و ببينى
هامش
( 1 ) . ارشاد العوام ، ج 2 ، ص 25 و 26 ، مؤلف كلام محمد خان كرمانى را نياورده بلكه مفهوم آن‌را نقل كرده است .