تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
و همچنين شخص ركن هم از كلام ايشان در عريضه دانسته شد ، كه اول ايشان " شيخ احسايى " بوده و دوم ايشان " سيد رشتى " ؛ چنان‌كه در رساله " هدايت الصبيان " - كه به جهت تمرين كودكان نوشته‌اند [ كه آنها ] بر عقايد باطلهء پدران و مادران خود كه اين ركن را نشناختند ، و بر ميتهء جاهليت مردند ، نشو و نما ننمايند - مىگويند : « بدانيد كه خدا در زمان غيبت امام باز مردم را بىحاكم نمىگذارد و زمين را بىپادشاه نگذارده و نخواهد گذارد . پس كسى را در هر عصرى بايد در ميان خلق بگذارد . تا آنكه مىگويد : آن جماعت كه حاكم خدايند در ميان خلق ، دو گروهند : يك گروه را نقبا مىگويند ، و ايشان صاحبان حكم و سلطنت مىباشند و به اذن خدا چيز از فرمان ايشان بيرون نيست و صاحبان تصرف در ملكند و ايشان پيشكاران امام مىباشند ؛ و گروه ديگر را نجبا مىگويند ، كه ايشان صاحبان حكم و سلطنت نيستند لكن صاحبان علوم ائمه‌اند ، و اين‌دو گروه پيشوايان خلق مىباشند در دنيا و آخرت . در دنيا حكّام و معلمانند و در آخرت وزراء مىباشند ، و بر دست ايشان نجات مىيابند مؤمنان و هلاك مىشوند كافران . و ايشان هركس را صلاح دانند به بهشت مىبرند و هركس را صلاح دانند به جهنم مىبرند . و بايد دانست كه امر اين ركن از دين ، سابق بر اين ، از جور ظالمين مخفى بود . لكن علم ايشان در ميان بود به‌قدر تمام شدن حجّت خدا ، تا در اين زمان‌ها كه خداوند عالم مصلحت در اظهار اين امر دانست ، و اول ظاهر شدن امر اين ركن ، يعنى ركن چهارم به واسطهء جناب " شيخ احمد " پسر " شيخ زين العابدين احسائى " بود . پس آن بزرگوار به حول و قوهء خداوند امر اين ركن را اظهار كرد در عالم ، و حجّت خدا را تمام كرد . جزاه اللّه عن الاسلام خير جزاء المحسنين . و بعد از آن ظاهركنندهء امر ، جناب " سيد كاظم " پسر " سيد قاسم رشتى " بود - اجل اللّه شأنه و انار برهانه - پس اين‌دو بزرگوار به حول و قوهء خداوند احكام دين را در همه عالم پهن كردند ، بطورىكه شهرى نماند مگر آنكه علم و معرفت ايشان به آنجا رسيد ، و بندگان به واسطهء اين‌دو بزرگوار آزمايش شدند . و هركس حكم و علم ايشان را قبول كرد نجات يافت ، و هر كس قبول نكرد گمراه شد . و بايد دانست كه خداوند عالم بعد از ايشان زمين را خالى نگذارده و نخواهد