و دانستهايم نيز از رؤياى صادقهء شما اينكه " شيخ امجد " فرموده كه : مىخواهم مساوى نمايم تو را با خود ، چنانكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با على عليه السّلام كرد . پس كرد آنچه فرمود ، و فرمود : « اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » .
و دانستيم از جملگى كلام خود شما در بيدارى ، اينكه " شيخ امجد " فرمود به فرزند خود " شيخ على " كه على گمان دارد كه امر من ، بعد از من ، رجوع به او مىنمايد و او برپادارندهء امر من مىباشد . نه ، بلكه به فلان رجوع مىنمايد و شما را نام برده ، و آن امرى است كه آن بزرگوار را بوده كه امر نقابت و قطبيّت بوده باشد و خود ديديم كه امر بعد از او به شما برگرديد . زيرا ناطق به علم او غير از شما كسى نبود و اگرچه ناطقون [ - گويندگان ] بسيارند و لكن كجاست نطق آنها و شما ؟ و استفاده ننمود قطعا كسى از شيخ ، غير از شما ، و هركس از علوم او فراگرفت بعد از او ، از شما فراگرفت . پس شما نايب ايشان مىباشيد به نص جلى ايشان ، و چون نايب در حد منوب عنه باشد پس مىباشى آن كسىكه به او ، رحمان عبادت كرده مىشود و جنان ، به او كسب مىشود .
پس تويى : « باب اللّه و سبيل اللّه الذي لا يؤتى إلّا منك » چنانكه در خواب ، خود از شما شنيدم ، و الى الآن مدّت سه سال بلكه زياده مىشود كه تو را وقت دعا و نماز پيش روى خود قرار مىدهم و مقدّم مىدارم در جلو حاجات و ارادات خود در همه حالى و امور ؛ « ولى الدعاء إنّي اتوجه إليك بمحمد و آل محمّد و اقدمهم بين يدي صلواتي و اتقرب بهم اليك » .
و در حديث است كه بگو : « اللهم صل على محمّد و آل محمّد » و نگو اهل بيت محمّد عليهم السّلام ، تا شيعه داخل شود ؛ و در فقه آمده وقتىكه مىخواهى ابتداء به نماز نمايى ، يكى از ائمه عليهم السّلام را پيش روى خود قرار بده . پس من در جميع حالات ، تو را پيش روى خود مىگيرم و عبادت مىكنم و عمل مىكنم به آن تفصيل كه ذكر كردم و اعتقاد دارم كه كسىكه به اينطور نماز نكرده بلكه پشت به قبله و مبدء خود و [ پشت به ] فواره قدر خود نموده و فيض به او نمىرسد و او تاريك مىباشد .
و دانستهام كه حقيقت جميع علوم و نقطهء علم ، معرفت شيخ وقت است ، و اصل عمل و حقيقت عمل و روح عمل ، حبّ شيخ است . زيرا كسىكه شناخت شيخ را ، خدا و
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٣٥١