لكن در حقيقت ، يعنى در وقتىكه در قبر گذاشته شود و در برزخ بيدار و در قيامت برخيزد ، به اين نام برده نشود ، بلكه در جمله نمازگذارندگان و زكوةدهندگان و روزهدارندگان و حج كنندگان و جهادروندگان هم محسوب نخواهد بود .
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
« 1 » و اعمال را نجاتدهنده نمىدانم مگر به ولايت او ، و اقرار به فضايل او ، يعنى اركان . و قبول [ نمىشود ] از عالمين علوم و راويان اخبار ايشان ، مگر آنكه جاهل باشد ؛ يعنى اقرار به اين باب داشته باشد ، لكن شخص او را نشناسد كه در اين حال از جملهء « مرجون لامر اللّه » خواهد بود ؛ و اگر نعوذ باللّه منكر باشد ، پس حال او مانند حال مبغضين على عليه السّلام در عصر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد .
إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً
« 2 » و دليل آن مطلب آن است كه همه فيض و خير و نور و كمال و مدد طيّب جارى مىشود بر همان مردى كه مقدّم است بر او ، و باب او است به سوى خدا ، و باب خدا است به سوى او ، و او فوارهء قدر مىباشد .
پس هركس كه متوجه گردد به سوى او ، و استمداد نمايد از او ، به اينكه اقرار به او نمايد و محبت او را داشته باشد ، سعيد و فايز خواهد بود ؛ و كسىكه توجه به او نكند و امداد از او ننمايد و پشت به او كند ، شقى و خاسر خواهد بود ، ( كائنا ما كان و بالغا ما بلغ ) قرشى يا حبشى ؛ و من ، بنده اثيم [ - بسيار گناهكار ] محمّد كريم از تمام دنيا منقطع شدهام به طرف تو ، و قطع نمودهام تمام بندها را ، و به ريسمان اعتصام تو كه بريدن و جدا شدن ندارد ، چنگ زدهام ، و زن و دختران خود را از براى تو ترك دادهام و شدهام مانند آنانكه شاعر در حقّ ايشان گفته :
مشردون نفوا عن عقر دارهم * كأنّهم قد جنوا ما ليس يغتفر
به جهت تو از درها رانده مىشويم . مخذول مىشويم . مطرود مىشويم . كشته مىشويم و دشمنى كرده مىشويم . مأخوذ مىشويم . صبر مىكنيم . آيا با همه اينها بى التفاتى روا مىباشد و حال آنكه همه اينها را شما مىدانيد و تمامى به محضر شما [ ارائه ]
هامش
( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 23 : « و ما به سراغ اعمالى كه انجام دادهاند مىرويم و همه را چون غبار پراكنده در هوا قرار مىدهيم ! » .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيه 140 : « . . . خداوند ، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مىكند » .