گفتگوى ما با او بهجايى انجاميد كه نزديك شد از گريبان يكديگر گرفته بكشيم ، و حال ابو بكر بغدادى در قلّت علم و شرافت ، مشهورتر است از اينها و ديوانگى او ، زيادتر از اين است كه شمرده شود و كتاب را به اين چيزها پر نمىكنيم » « 1 » .
و شيخ طوسى از " عبد اللّه محمّد بن محمّد بن نعمان " روايت كرده كه : « " ابو الحسن على بن بلال مهلبى " به من خبر داد كه شنيدم از " ابو القاسم جعفر بن محمّد بن قولويه " كه مىگفت : خداوند عالم حفظ نكند " ابو دلف " را . ما او را ملحد مىدانستيم . بعد از آن ديوانه گرديده ، به زنجيرش كشيدند . بعد از آن به تفويضى قايل شد و ما هرگز با وى ارتباط و خلطه نداشتيم . هروقت كه در مجمع مردم حاضر مىگرديد بر او استخفاف مىنمودند و شيعيان با او آشنائى نداشتند مگر زمان اندكى ، و جماعت شيعه از او و از كسانىكه به او معتقد بودند و در خصوص وى امر را بر ديگران مشتبه مىنمودند - مانند " ابو بكر بغدادى " - تبرى نمودند و ما سخنانى را كه او ادعا مىكرد ، به او پيغام كرديم و آنها را انكار نموده ، سوگند ياد كرد كه من اينگونه اعتقاد را ندارم . سوگند وى باور كرديم و گفته او قبول نموديم . تا آنكه به بغداد آمده ، به " ابى دلف " ميل نمود و از طايفه شيعه روگردانيد و در وقت مردنش به او وصيّت نمود . بنابراين شك نكرديم در اينكه او با " ابو دلف " هممذهب بوده . آنگاه بر او لعنت كرديم و از او تبرى نموديم . زيرا كه اعتقاد ما چنان بود كه هركس بعد از " سمرى " ادعاى نيابت نمايد ، كافر است و تلبيسكننده ؛ گمراه است و گمراهكننده و باللّه التوفيق » « 2 » .
مؤلف گويد كه : اين سخن از مثل اين شيخ جليل ، دلالت مىكند بر اينكه " ابو دلف " مدعى نيابت و بابيت بوده ، علاوه بر ساير عقايد باطلهء او ؛ زيرا كه ابو بكر را چون با او هممذهب دانسته ، مدعى بابيت گفته ؛ زيرا كه سبب لعن او را [ اينچنين ] گفته : كه هركس بعد از " سمرى " ادعاى نيابت كند كافر است . پس ابو بكر بغدادى بنابراين در اوايل غيبت كبرى - به مقتضاى اين خبر و اخبار ديگر كه ذكر شد - ادعاى بابيت كرده و پيش از " ابى دلف " مرده . اگرچه در اين ادعا به ظاهر تابع او بوده ، لهذا او را اول مدعى اين مقام شمرديم و از اين كلام و ساير اخبار ظاهر شد .
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 413 ، ح 387 .
( 2 ) . همان ، ص 412 ، ح 385 .