تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
ابى الحسن على بن محمّد سمرى " بوده ، كه در نيمه شعبان سال سيصد و بيست و نهم هجرت واقع شده ، كه آن‌را در سال تناثر نجوم گويند كه بسيارى از بزرگان علماى شيعه در آن سال وفات كردند ، و آن‌را غيبت كبرى گويند به سبب آنكه باب سفارت در آن بسته شد . زيرا كه در وقت وفات او پرسيدند از وصى او . جواب گفت : للّه امر هو بالغه ؛ و توقيع بيرون آمد به اين مضمون كه : يا على بن محمّد سمرى ، خدا اجر برادران تو را ، در تو عظيم كند . به درستى كه تو مىميرى ميان شش روز . جمع كن امر خود را و وصيت نكن به سوى كسىكه در جاى تو قائم شود بعد از وفات تو . پس به تحقيق كه واقع گرديد غيبت تامه ؛ پس ظهورى نيست مگر بعد از اذن خداى تعالى ذكره ، و اين بعد از طول زمان و قساوت قلوب و پر شدن زمين از جور باشد ، و زود است كه بيايد از شيعه من كسىكه ادعاى مشاهده كند . آگاه باش كسىكه ادعا كند مشاهده را قبل از خروج سفيانى و صيحه ، پس او دروغگو و افتراگو باشد ، و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . و سابقا ذكر شد كه مراد از ادعاى مشاهده - كه آن‌را كذب و افتراء فرموده - ادعاى نيابت و بابيت باشد بر وجه مشاهده و مشافهه ؛ چنان‌كه مجلسى و ديگران گفته‌اند و لفظ افترا هم إشعار به آن دارد . زيرا كه محض ادعاى رؤيت ، كذب باشد نه افتراء ؛ مادام كه به علاوهء آن ، نسبت فعلى يا قولى - مانند وكالت و نحو آن - به مرئى [ - بيننده ] داده نشود ، و به علاوه آنكه سوق توقيع ، در مقام انكار بر مدعى سفارت و وكالت باشد ، نه مطلق رؤيت . به علاوه آنكه جماعتى كه در زمان غيبت كبرى ادعاى مشاهده و رؤيت كرده‌اند - چنان‌كه خواهد آمد ، انشاء اللّه - كسانى باشند ثقات ، كه قطع به صدق ايشان ، به قرينه يا تواتر حاصل شود و با انكار مشاهده جمع نشود ، و كيف كان مدعى وكالت و بابيت در زمان غيبت كبرى [ - چگونه است حال ادعاكنندهء وكالت ، در حالى كه ] به صريح اين توقيع - [ كه ] مجمع عليه بين الشيعه - [ مىباشد ] ، مفترى باشد ، و كاذب و مفترى بر خدا و رسول و امام ، كافر باشد . و اين طايفه ، جماعتى هستند .

[ ابو بكر بغدادى ]

اول از ايشان ، " ابو بكر بغدادى " پسر برادر " شيخ ابو جعفر محمّد بن عثمان عمرى "
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 343 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان