تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و بعد از ذكر اين حديث شيخ طوسى مىگويد كه : « او را حكايات غريبه و امور عجيبه هست . ما اين كتاب را از ذكر آنها پاك مىگردانيم . ابن نوح و غير او ، آنها را ذكر نموده‌اند ، و سبب كشته شدنش اين بود كه وقتىكه " حسين بن روح " لعن را درخصوص او اظهار نمود و امر او مشهور شد و خباثت باطنش دانسته شد و شيعيان از او كناره كردند و ديگر راه حيله از براى او باقى نماند ، اتفاقا در مجلسى كه بزرگان شيعه در آن جمع بودند ، او حاضر بود و ملاحظه نمود كه همه از او كناره مىكنند و لعن مىنمايند و آن‌را به امر " شيخ ابو القاسم " مستند مىنمايند . گفت : مرا با " شيخ ابو القاسم " در يك‌جا جمع نماييد تا آنكه دست يكديگر را بگيريم . اگر در آن حال آتشى از آسمان آمد و او را بسوزانيد فبها ، و الّا حق با او باشد . چون اين سخن در خانه " ابن مقلّه " گفته شد ، لهذا خبر به " راضى " رسيد و " راضى " فرستاد او را گرفتند و بردند و كشتند و شيعيان را از دام او رهاندند . " ابو الحسن محمّد بن احمد بن داود " گفته كه : " محمّد بن على شلمغانى " معروف به " ابى عذاقر " - لعنة اللّه عليه - اعتقاد داشت كه كسىكه با ولى ، ضد و طرف مقابل است ، ممدوح و پسنديده است . زيرا كه اظهار كردن ولى فضل خود را ، ميسّر و ممكن نيست مگر به اينكه ضد ، در خصوص او طعن زند و عيب جويد . زيرا كه شنوندگان طعن ، او را وامىدارند بر اينكه فضايل ولى را جستجو نمايند و بيابند . پس ظهور فضايل ولى ، موقوف بر وجود ضد او باشد . پس ضد ، از ولى افضل باشد و اين طريقه را از آدم اول تا آدم هفتم - چون به هفت عالم و هفت آدم قائلند - جارى كرده‌اند و از آدم هفتم به " موسى " و " فرعون " و " محمّد صلّى اللّه عليه و آله " و " على عليه السّلام " با " ابو بكر " و " معاويه " تنزل نموده‌اند . يعنى فرعون را از موسى و ابو بكر را از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و معاويه را از على عليه السّلام افضل دانسته‌اند و در خصوص نصب ضد ، اختلاف كرده‌اند . بعضى از ايشان گفته‌اند كه : ضد را ولى نصب مىكند و او را خودش وامىدارد كه با خودش معارضه كند . چنان‌كه جمعى از اهل ظاهر گفته‌اند كه : على عليه السّلام ، خودش ابو بكر را در اين مقام نصب كرد و بعضى ديگر گفته‌اند كه : ضد ، قديم است و در همه اوقات با ولى بوده و نيز گفته‌اند كه : مراد از قائم - كه اهل ظاهر مىگويند كه : از اولاد امام يازدهم است و قيام خواهد نمود - ابليس است . زيرا كه خدا مىفرمايد :
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا