تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
بارى ، ما مانند اين داعى را تكفير كنيم و باك نداريم و كلام در حال " ابو حامد " و نظاير او ، در ذكر احوال صوفيه عن قريب آيد انشاء اللّه ، و در آن كلام احوال " حلاج " زياده بر اين ظاهر خواهد شد ، انشاء اللّه . ششم : ايشان " ابو جعفر محمّد بن على شلمغانى " معروف به " ابن ابى عذاقر " بود كه در سال سيصد و بيست و سوم ادعاى بابيت نمود و توقيع رفيع بر قدح او و " شريعى " و " نميرى " و " هلالى " و " بلالى " ، صريحا از ناحيه مقدسه به دست " حسين بن روح " - به روايت كتاب " غيبت " و كتاب " خرايج " و غير آن ، از كتب اصحاب - بيرون آمده و نسخهء آن به روايت شيخ طوسى به اين مضمون است كه به " حسين بن روح " مىفرمايد كه : « بشناسان - اطال اللّه بقائك و عرفك الخير و ختم به عملك - كسانى را كه به دين آنها وقوف دارى و [ به ] نيت آنها اطمينان دارى از برادران ما - ادام اللّه سعادتهم - به اينكه " محمّد بن على " معروف به " شلمغانى " - عجّل اللّه له النقمة و لا أمهله - از اسلام مرتد گرديده و جدا شده و در دين خدا ملحد گشته و ادعا نموده چيزى را كه به سبب آن بر خالق - جل و تعالى - كافر شده ؛ « و افترى كذبا و زورا و قال بهتانا و اثما عظيما كذب العادلون باللّه و ضلوا ضلالا بعيدا و خسروا خسرانا مبينا » . و به‌درستى كه ما بيزار شديم به سوى خدا و رسول او و آل رسول - صلوات اللّه و رحمته و بركاته عليهم - از " شلمغانى " ، و لعنت كرديم او را . بر او باد لعنت‌هاى خدا پشت سر يكديگر ، در ظاهر از ما و باطن ، و در سرّ و جهر و در هروقت و در هر حال بر كسىكه او را مشايعت كند و متابعت نمايد و اين سخن ما به او برسد و بر دوستى او - بعد از شنيدن اين سخن - باقى ماند ، و اعلام كن كسان مذكور را - تولاكم اللّه - كه ما در تقيه و حذر هستيم از " شلمغانى " ، مثل آن تقيه و حذرى كه از پيشينيان او داشتيم كه نظراى او بودند از " شريعى " و " نميرى " و " هلالى " و " بلالى " و غير ايشان ، و عادت خدا - جل ثناؤه - مع ذلك پيش از اين و بعد از اين نزد ما نيكو بوده و به او وثوق داريم و از او استعانه مىكنيم و او كافيست ما را در همهء امور ، و خوب وكيلى است » « 1 » . تمام شد مضمون توقيع .
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 410 و 411 ، ح ش 384 .