و ايستاد و كتاب مناسك حج را از او گرفت و پارهاى [ از ] احكام [ را ] به او خبر داد « 1 » . و مثل اين خبر از ارشاد روايت شده ، با تبديل لفظ " كودك " به صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - « 2 » .
سى و چهارم ، " ابراهيم بن ادريس " است
، كه در كتاب غيبت به اسناد خود از او روايت كرده كه گفت : « او را بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام ديدم در حالتى كه قامتش بلند بود و سر و دستهاى او را بوسيدم » « 3 » . و مثل اين ، از ارشاد روايت شده « 4 » .
سى و پنجم ، " ابو على بن مطهر " است
، كه در كتاب " غيبت " به اسناد مذكور ، از او روايت كرده كه : « او را ديدم ، و قامتش را هم وصف نموده » « 5 » .
سى و ششم ، " ابو الطيب احمد بن محمّد بن بطّه " است
، كه در كتاب " بحار " ، از كتاب " امالى شيخ طوسى " نقل كرده و او روايت نموده از " ابو محمّد فحّام " كه گفت : « خبر داد به من " ابو الطيب " مذكور ، كه او داخل مقبرهء عسكريين عليهما السّلام نمىشد و از خارج ضريح زيارت مىكرد . گفت كه : در روز عاشورا - در وقت ظهر ، در وقتى كه آفتاب به شدّت گرم ، و كوچهها از تردد خالى بود ، و از جفاجويان و بدخويان اهل بلد خوف داشتم - به سوى مشهد عسكريين عليهما السّلام رفتم ، تا به ديوارى رسيدم كه پيشتر از آن ، از آنجا به سمت بستان مىگذشتم . آنگاه چشم بالا كرده مردى را ديدم كه در دم پشتبام ، به سمت من نشسته ، به طورى كه گويا به دفترى نظر مىكند . در آن حال به من گفت كه : اى " ابو الطيب " ! به كجا مىروى ؟ و صدايش به صداى " حسين بن على بن جعفر بن رضا " شبيه بود . بهحدى كه گمان كردم كه او " حسين " است به زيارت برادرش آمده . گفتم كه : اى آقاى من ، مىروم كه از بيرون شبكه زيارت كنم . بعد از آن نزد تو مىآيم و حق دوستى تو را ادا مىنمايم .
[ گفت : ] چرا اندرون شبكه نمىشوى ؟ گفتم : خانه را صاحبى باشد و بدون اذن او داخل نمىشوم . گفت : اى " ابو الطيب " ، چگونه مىشود كه ما تو را از دخول خانه منع كنيم با وجود آنكه در دوستى ما خلوص و صدق و صفا دارى ؟
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 13 و 14 ؛ غيبت شيخ طوسى ، ص 268 .
( 2 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ص 350 ، باب ذكر من رأى الامام الثانى عشر .
( 3 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 268 .
( 4 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ص 350 و 351 ، باب ذكر من رأى الامام الثاني عشر .
( 5 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 269 .