تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
كشيده از خانه‌اى بيرون آمد با مهابت و صلابتى كه ما با آنكه او را نديده بوديم و نمىشناختيم ، از براى تعظيم او برخواستيم ، و بر ما مقدم ايستاده ، بر جنازهء آن حضرت نماز نمود و ما در پشت سر او ايستاده و با او نماز گذاشتيم . بعد از فراغ از نماز ، باز به همان خانه برگشت و ديگر كسى از ما او را نديد . " ابو عبد اللّه همدانى " گفته كه : در شهر مراغه ، " ابراهيم بن محمّد تبريزى " را ملاقات كردم و اين واقعه را بدون نقصان نقل كرد » « 1 » .

سى و يكم ، " نسيم "

، ملازم خليفه عباسى است كه در همان كتاب ، از همان كتاب ، از جماعتى ، مسندا از " على بن قيس " از بعضى بزرگان عراق روايت كرده كه : " نسيم " را در " سرّ من رأى " ديدم [ كه ] در خانهء امام حسن عسكرى عليه السّلام را بشكسته ! ناگاه جوانى با طبرزين بر دست ، بيرون آمده به او گفت كه : در خانه من چكار مىكنى ؟ نسيم گفت كه : " جعفر " چنين گمان كرده بود كه امام حسن عسكرى عليه السّلام وفات نمود و ولدى بعد از خود باقى نگذاشت ، اگر اين خانه خانهء تو است ، من برمىگردم . پس از خانه بيرون رفت . راوى ، " على بن قيس " گويد كه : غلامى از خدمتكاران آن خانه ، به نزد ما آمد . اين خبر را از او پرسيدم . گفت : كدام شخص اين را به تو خبر داد . گفتم : بعض بزرگان عراق . گفت : هيچ خبر از مردم پنهان نمىماند » « 2 » .

سى و دوم ، " محمّد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السّلام " [ است ]

، كه در همان كتاب ، از همان كتاب ، مسندا روايت كرده از " على بن محمّد " ، از " محمّد بن اسماعيل " مذكور - كه او شيخ مسنّى بوده از اولاد رسول صلّى اللّه عليه و آله - كه او گفت : آن حضرت را - يعنى صاحب الامر عليه السّلام را - ما بين دو مسجد - يعنى مسجد مدينه و مسجد كوفه - ديدم ، در حالتى كه بچه بود » « 3 » . و مثل اين خبر ، از ارشاد روايت شده « 4 » .

سى و سوم ، خادم " ابراهيم بن عبده نيشابورى " مىباشد

، كه از كتاب غيبت ، به اسناد خود از او روايت كرده كه گفت : با ابراهيم در صفا ايستاده بودم . ناگاه كودكى نزد ابراهيم آمد
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 5 و 6 ؛ غيبت شيخ طوسى ، ص 258 و 259 . ( 2 ) . همان ، ص 13 ؛ غيبت شيخ طوسى ، ص 267 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ص 350 ، باب ذكر من رأى الامام الثانى عشر .