معجزهء چهارم : [ فرزند دار شدن على بن بابويه ]
شيخ طوسى و ديگران روايت كردهاند كه : « على بن بابويه عريضهاى به خدمت حضرت صاحب الامر عليه السّلام نوشته و به حسين بن روح داده . در آن عريضه ، خواهش دعا از آن حضرت كرده بود كه خداوند فرزندى به او عطا كند . توقيع رفيع بيرون آمد كه : دعا كرديم از براى تو و خدا تو را در اين زودى دو فرزند نيكوكار كرامت فرمايد .
پس در آن زودى ، از كنيزان به جهت او دو فرزند شد . يكى " محمّد " كه معروف به شيخ صدوق و صاحب تصانيف بسيار كه از جملهء آنها كتاب " من لا يحضره الفقيه " مىباشد و ديگرى " حسين " كه بسيارى از فضلا و محدثين از نسل او بهوجود آمدند ، و شيخ صدوق مكرر فخر مىنمود كه : « ولدت بدعاء صاحب الامر عليه السّلام » ؛ يعنى : من به دعاى " قائم " متولد شدهام » و استادان ، او را تحسين مىكردند و مىگفتند : سزاوار است كسىكه به دعاى صاحب الامر عليه السّلام متولد شده ، چنين باشد كه اوست » « 1 » .
معجزهء پنجم : [ سيد بحرينى در " مدينة المعاجز " روايت كرده ]
سيد بحرينى در " مدينة المعاجز " روايت كرده از " حسن بن عبد الحميد " كه گفت : « در باب " حاجز بن يزيد " كه از وكلاء ناحيه بود ، مرا شكى عارض شد . پس ، از مال امام عليه السّلام نزد من چيزى جمع شد ، با خود برداشته به عسكر رفتم . ناگاه توقيعى به جانب من بيرون آمد كه : در امر ما شكى نيست و در كسانى هم كه به امر ما قائم مىباشند ، شكى نيست . آنچه كه با خوددارى به " حاجز بن يزيد " تسليم كن » « 2 » .
معجزهء ششم : [ خبر از اضافه شدن مال غير به مال ناحيه ]
در كتاب مذكور روايت كرده از شيخ كلينى ، از " على بن محمّد بن شاذان نيشابورى " كه گفت : « جمع شد نزد من از مال ناحيه ، پانصد درهم الا بيست درهم ، و من خوش نداشتم كه آن مبلغ را ناقص روانه نمايم . لهذا از مال خود بيست درهم به آن افزوده ، روانهء نزد اسدى « 3 »
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 320 و 321 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 502 و 503 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 790 .
( 2 ) . مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 190 .
( 3 ) . [ محمد بن جعفر ] م .