فصل سوم : در ذكر معجزاتى كه از حضرت حجّت به دست بعضى از سفراء جارى ، و از خود آن بزرگوار مشاهده شده ؛
به علاوهء آنكه در مقام ذكر سفراء مذكور شد و اين معجزات ، زياده بر اثبات امامت آن بزرگوار ، دلالت بر وكالت و سفارت سفرا هم مىنمايد و آن بسيار است و اينجا اختصار بر بعض آنها خواهد شد .
معجزه اول : [ معجزهاى است كه " ابن بابويه " از " ابو على بغدادى " روايت كرده ]
معجزهاى است كه " ابن بابويه " از " ابو على بغدادى " روايت كرده كه گفت : « من در بخارا بودم . " ابن جاوشير " ده شمش طلا به من داد كه در بغداد به " حسين بن روح " بدهم . در راه يك شمش آنها مفقود شد . من يك شمش به وزن آن خريدم و به آنها ضم كرده ، به نزد حسين بردم . چون آنها را گشودم ، از ميان آنها اشاره كرده به آن شمشى كه خريده بودم و گفت : بردار آن شمشى را كه به عوض گم شده خريدهاى ؛ زيرا كه گمشده به ما رسيد ، و دست دراز كرده شمش گم شده را به من نمود و من آنرا شناختم » « 1 » .
معجزهء دوم : [ حسين بن روح و بيرون آوردن حقه از دجله ]
آنكه از " ابو على " نيز روايت كرده كه گفت : « زنى را در بغداد ديدم كه مىپرسيد وكيل حضرت صاحب عليه السّلام كيست ؟ يكى از شيعيان ، او را به " حسين بن روح " دلالت نمود و آن زن نزد حسين آمده پرسيد : بگو كه من چهچيز آوردهام تا آن را تسليم نمايم ؟ حسين گفت :
آن چيزى را كه آوردهاى ببر به دجله بينداز تا بگويم كه چهچيز آوردهاى .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 341 و 342 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 518 و 519 .