تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

معجزهء نهم : [ منع زيارت كاظمين و كربلاء ]

در همان كتاب از همان جناب ، از " على بن محمّد " روايت كرده كه « از جانب ناحيه به سوى وكلاء فرمانى بيرون آمد كه در آن منع شده [ بود ] از زيارت قبر كاظمين و قبر امام حسين عليهم السّلام . بعد از چند روز خليفه حكم نمود كه هركس به زيارت اين دو مشهد برود ، او را گرفته عقوبت نمايند ؛ و دانسته شد كه منع آن جناب از اين باب ، مراعات حال شيعيان خود [ را ] فرموده‌اند » « 1 » .

معجزهء دهم : [ خبر از وفات ]

در همان كتاب روايت كرده از " ابو جعفر محمّد بن جرير الطبرى " كه " احمد بن اسحاق اشعرى " شيخ صدوق ، وكيل حضرت عسكرى عليه السّلام بود و بعد از وفات آن بزرگوار ، توقيعات در باب وكالت او از صاحب ناحيه بيرون آمده ، قائم به امر سفارت گرديد و اموال از ساير جهات به سوى او روانه شد . [ اموال را ] با خود برده ، تسليم نموده [ و ] در باب برگرديدن به قم استيذان نموده . اذن مراجعت بيرون آمد . با اخبار به آنكه به قم نمىرسى . بلكه در اثناء راه ناخوش شده وفات خواهى كرد « 2 » . و در خبرى ديگر وارد شده ، گفت : « توقيع نمود . جواب آمد كه : در وقت حاجت ، به تو خواهد رسيد . پس در منزل " حلوان " مريض شده ، وفات كرد و در آنجا مدفون شد و همراهان او " كافور خادم " را ديده بودند در آن منزل ، كه ايشان را به وفات احمد خبر داده ، تعزيت گفته و دانسته شد به جهت او ، از مولاى خود حسب الوعده كفن آورده بود » « 3 » .

معجزه يازدهم : [ قضيه ابى العباس احمد دينورى ]

در همان كتاب از " ابو جعفر " مذكور روايت كرده از " ابى العباس احمد دينورى " كه گفت : « از اردبيل به دينور رفته ، ارادهء حج كردم ؛ يك سال يا دو سال بعد از وفات حضرت عسكرى عليه السّلام ، و از آنجا ارادهء حج نموده و مردم در باب وصى آن حضرت در حيرت بودند . پس اهل دينور مردم را بشارت دادند در امر من ، و شيعيان نزد من اجتماع نمودند و گفتند :
هامش
( 1 ) . مدينة المعاجز ، ج 5 ، ص 195 و 196 . ( 2 ) . همان ، ص 196 . ( 3 ) . همان .