تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ديگرى . بعد از آن فرمود كه : صاحب اين امر ظهور نمىكند تا وقتىكه پسر فلان ، در مسند خلافت بنشيند و حلقه جمعيت شيعيان تنگ شود و سفيانى خروج كند و بلا شديد گردد و مرگ و قتل ، مردم را فروگيرد و از كشته شدن ، به حرم خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله پناه برند . پس ببينيد كه اين‌دو غيبت چگونه مطابق اخبار واقع گرديد . زيرا غيبت كوتاه همان بود كه سفراى آن حضرت موجود بودند و نسبت به ناحيهء آن جناب ، به منزلهء ابواب بودند در غايت اشتهار و اعتبار ، كه در ميان طايفه شيعه مشهور و معروف بودند . به‌طورى كه قائلين به امامت امام حسن عسكرى عليه السّلام در حقّ آنها اختلاف ننمودند » « 1 » . و معلوم است كه موافقت اين نوع اخبار - بسيار وارده ، پيش از وقوع واقعه - با اصل واقعه ، بر وجه دروغ و از باب بخت و اتفاق از طريق عادت ، ممتنع و محال است . مؤلف گويد : در اوايل كتاب ، در مقام اثبات وجود آن بزرگوار به اين وجه ، بر وجه اجمال اشاره شد ، و الحق دليلى است وافى ، و برهانى است كافى ، و چگونه مىشود كه جمعى كثير و جمعى غفير پيش از وقوع واقع ، اخبار به وقوع آن نمايند با ذكر جميع جزئيات و مشخصات واقعه ؟ از [ جمله ] پدر و مادر و زمان ولادت و مكان ولادت و كيفيت آن و نام مولود و شمايل و اوصاف او و حالات واردهء بر او و همه آنچه شنيده و خواهى شنيد ، و همه آن اخبارات را در كتب خود ضبط نمايند و نسبت به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و هريك از ائمه عليهم السّلام دهند و آن كتب را يدا بيد حفظ كنند و جميع جزئيات آن واقعه را ، و اين اخبار را كاذب دانند و موافقت با وقوع اين واقعه را به بخت و اتفاق نسبت دهند !
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ
« 2 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 364 و 365 ؛ اعلام الورى ، ج 2 ، ص 257 - 259 . ( 2 ) . سوره طور ، آيه 45 .