همهء آنچه در نزد من بود ، در آن رقعه ذكر نموده بود . تمام آن مال را به رسول تسليم نمودم و چند روز در آنجا ماندم ، بهطورى كه سر بالا نكردم يعنى به كارى مشغول نشدم و اندوهگين بودم . ناگاه توقيعى رسيد به اين مضمون كه : تو را در جاى پدرت گذاشتم . پس لازم باشد كه خدا را شكر نمائى » « 1 » .
مؤلف گويد : اين خبر دلالت بر وكالت پدر و پسر ، هردو دارد .
و از جملهء ايشان ، " ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى " و " محمّد بن على بن بلال " و " عمر اهوازى " و " ابو محمّد وجنائى " و غير اينها بود ، چنانكه اجمالا گذشت و شايد ذكر بعضى ، در مطاوى كلمات و ذكر معجزات بيايد ، ان شاء اللّه « 2 » .
تتميم : « مجلسى رحمه اللّه در كتاب بحار بعد از ذكر اين جماعت ، از كتاب " اعلام الورى " نقل مىكند كه او گفته : از امورى كه دلالت بر صحّت امامت حضرت حجت عليه السّلام دارد آن است كه در باب غيبت او ، قبل از ولادت اخبارى وارد شده كه با قطع نظر از تواتر آنها و اقتران به قراين صدق ، مطابق با امورى شده كه بعد از آن واقع گرديده ، با وجود آنكه ورود آن اخبار دالّه بر غيبت آن بزرگوار ، قبل از زمان جدّ و پدرش بوده . بهطورى كه بعض طوايف شيعهء غير اثنى عشريه مثل " كيسانيه " و " ناووسيه " و " واقفيّه " كه در اعصار متقدمه بودهاند ، به [ وسيلهء ] آن اخبار بر مذاهب باطله خود تمسك نمودهاند ، و آن اخبار را محدثين شيعه - كه در زمان حضرت باقر و صادق عليهما السّلام بودهاند - در كتب خود ضبط كردهاند و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام و ائمهء طاهرين عليه السّلام - واحد بعد واحد - روايت نمودهاند .
مانند " حسن بن محبوب " كه از ثقات رواة بوده و تقريبا صد سال پيش از زمان غيبت بوده و در كتاب " مشيخه " خود ، كه از كتب مشهوره شيعه مىباشد ، بسيارى از اخبار غيبت را ذكر نموده [ است ] .
مثل آنكه از " ابراهيم خارقى " « 3 » ، از ابى بصير ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه عرض كردم : حضرت باقر عليه السّلام مىفرمود كه : قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله را دو غيبت باشد ؛ يكى طويل و ديگرى قصير . آن حضرت فرمود : آرى اى ابا بصير ! يكى از آندو غيبت ، طولانىتر است از
هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 462 و 463 ، فى معجزات صاحب الزمان عليه السّلام .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 365 .
( 3 ) . و در بحار الانوار [ حارثى ] است .